بوی باروت و نوستالژی دهه نود میلادی در هوا پیچیده است. «کال آو دیوتی: بلک اپس ۶» با ادعای بازگشت به دوران اوج خود وارد میدان شده، دورانی که داستانهای توطئهآمیز و شخصیتهای به یاد ماندنی، قلب تپنده تجربه بودند. اما پس از گذراندن ساعاتی طولانی در کمپین تکنفره، چندیدن شب درگیر جنگهای چندنفره و حتی گشتوگذاری در حالت زامبیها، باید بگویم این بازگشت، بیشتر شبیه به یک مهمانی است که موسیقی و رقصش عالی است، اما مهمانان و داستانش شما را به یاد خاطرات قدیمی نمیاندازد.
**کمپین: سایهای از گذشته**
داستان در سالهای پس از جنگ سرد و در بحبوحه جنگ خلیج فارس میگذرد. بازگشت راسل آدلر و مواجهه با یک سازمان شبهنظامی مرموز به نام «پانتئون»، نوید یک ماجراجویی جاسوسی-نظامی پیچیده را میدهد. اما آنچه در عمل تجربه میکنیم، بیشتر شبیه به یک تلهفیلم اکشن مستقیمِ ویدیویی است تا یک اثر سینمایی عمیق. حس «بلک اپس» واقعی – آن فضای پارانویید، آن پیچیدگی روایی و آن پرداختن به زوایای تاریک تاریخ – اینجا کمرنگ است. ماموریتها بین تلاش برای ایجاد فضایی شبیه به «هیتمن» در بخشهای نیمهباز و صحنههای اکشن خطی سنتی در نوسان هستند. در این میان، یک ماموریت کاملاً شبیه به حالت «DMZ» وارزون، حس یک تکه الحاقی ناجور را دارد.
نکته درخشان کمپین، سیستم «اومنیموومنت» یا حرکت همهجانبه است. همین سیستم که ستون فقرات چندنفره است، در داستان تکنفره هم جادو میکند. پریدن به پهلو از پشت یک میز، شلیک در حال پرواز و غلتیدن به پشت یک دیوار، آن حس فیلمهای اکشن جان وو را به خوبی منتقل میکند. این مکانیک، بازی با اسلحههای همیشگی سری را به کلی دگرگون کرده و حتی در سادهترین درگیریها لذتی تازه میبخشد. متاسفانه، داستان و طراحی ماموریتها اغلب آنقدر جذاب نیستند که این حرکت روان را در خدمت لحظات به یاد ماندنی قرار دهند. یک ماموریت انتهایی که ناگهان حالت زامبیها را به داستان اصلی میدوزد، بیشتر از آنکه خلاقانه باشد، گیجکننده و بیربط به نظر میرسد.
**چندنفره: جایی که قلب بازی میتپد**
اگر کمپین مانند یک پیشغذای معمولی است، بخش چندنفره یک ضیافت اصلی است. «اومنیموومنت» اینجا به اوج خود میرسد. دیگر حرکت فقط به سمت جلو و عقب نیست. شما میتوانید به هر سمتی که میخواهید با شتاب بدوید، به هر جهتی شیرجه بزنید و در حالی که روی زمین سر میخورید، دقیق شلیک کنید. این سیستم نه تنها سریع و روان است، بلکه لایه تاکتیکی عمیقی به نبردها اضافه کرده. یک شیرجه حساب شده به پهلو میتواند شما را از خط دید حریف خارج کند و فرصت یک ضدحمله مرگبار را بدهد. یادگیری تسلط بر این حرکات، حس پیشرفت و مهارتی را القا میکند که مدتی است در سری کال آو دیوتی کمرنگ شده بود.
تفنگها، از نظر حس و بازخورد، در نقطه اعلای خود قرار دارند. صدای شلیک، لرزش دسته و بازخورد بصری، هر شلیک را رضایتبخش میکند. نقشههای اولیه بازی نیز به خوبی طراحی شدهاند و با سیستم حرکت جدید هماهنگی دارند. نقشههایی مانند «بابلون» برای درگیریهای نزدیک و شلوغ و نقشهای مانند «وورکوتا» با مسیرهای طولانی و امکان فلنکهای هوشمندانه، تنوع خوبی ارائه میدهند. حالت جدید «کیل اردر» نیز ایده جالبی است که با تعیین یک هدف ارزشمند در هر تیم، تمرکز نبردها را تغییر میدهد و هیجان خاص خود را دارد.
با این حال، چندنفره نیز خالی از اشکال نیست. پیشرفت و آپگرید اسلحهها و آواتارها به شدت با حالت زامبیها گره خورده است، که میتواند برای کسانی که فقط به چندنفره علاقه دارند آزاردهنده باشد. همچنین، در روزهای اولیه انتشار، باگهای عجیبی مانند نمایش منفی ایکسپی یا مشکلات اتصال در لابی دیده میشود که اگرچه کشنده نیستند، اما تجربه را خدشهدار میکنند.
**زامبیها و جنبههای فنی**
حالت زامبیها گستردهتر و پیچیدهتر از همیشه است. مکانیک استخراج، نقشههای بزرگ و انواع دشمنان، آن را به یک تجربه بقا-محور جذاب تبدیل کردهاند. سیستم حرکت همهجانبه در اینجا نیز معجزه میکند و گریز از دست انبوه زامبیها را پویاتر کرده است. اما طراحی بصری این بخش و برخی از پوسترهای آواتارها، آن حس تاریک و منسجم دنیای بلک اپس را با انبوهی از رنگهای درخشان و طرحهای کمیکبوکی زیر سوال میبرد.
از نظر فنی، بازی در بخش نورپردازی و بافتها در بخشهای بیرونی درخشان است، اما برخی محیطهای داخلی تکنفره ممکن است تکراری به نظر برسند. عملکرد بازی روی پلتفرمهای نسل جدید پایدار است و نرخ فریم ثابتی را ارائه میدهد. طراحی صدا، به ویژه در چندنفره، عالی است. جهتیابی صوتی به شما کمک میکند محل دقیق حریفان را حتی از پشت دیوار تشخیص دهید. موسیقی متن، اگرچه به خوبی میکس شده، اما نتوانسته از فرصت استفاده از موسیقی نمادین دهه نود برای خلق لحظات ماندگار بهره ببرد.
**نتیجهگیری**
«بلک اپس ۶» یک پارادوکس جالب است. از یک سو، با معرفی یکی از بهترین سیستمهای حرکت در تاریخ شوترهای اول شخص، بازی چندنفره را به سطحی جدید میبرد و حس کنترل و سیالیتی بینظیر به بازیکن میدهد. از سوی دیگر، کمپین تکنفره آن، با وجود لحظات درخشان پراکنده، در ارائه یک داستان جذاب و طراحی ماموریتهای به یاد ماندنی ناموفق عمل میکند. این بازی بیشتر شبیه یک ورزشکار حرفهای است که تکنیک خیرهکنندهای دارد، اما در بیان داستان شخصی خود درمانده است. برای کسانی که سالهاست در جنگهای آنلاین سری کال آو دیوتی حضور دارند، این نسخه به دلیل گیمپلی درخشانش یک ضرورت است. اما برای آن عاشقان قدیمی داستانهای عمیق و فضاسازیهای به یاد ماندنی بلک اپس، این بازگشت ممکن است کمی ناامیدکننده باشد. در نهایت، قلب تپنده این بازی در بخش آنلاین آن است، جایی که حرکت، سرعت و مهارت، شاهدی بر یک تجربه چندنفره استثنایی هستند.
Call of Duty: Black Ops 6
یک تجربه چندنفره درخشان که زیر سایه یک کمپین تکنفره متوسط قرار گرفته است.
نکات مثبت
- سیستم حرکت همهجانبه (Omnimovement) انقلابی و لذتبخش، به ویژه در بخش چندنفره
- گیمپلی روان، سریع و رضایتبخش با حس عالی شلیک اسلحهها
- طراحی نقشههای چندنفره متنوع و هوشمند که با سیستم حرکت جدید هماهنگ هستند
- حالت زامبیهای گسترده و پیچیده با مکانیکهای جذاب بقا
نکات منفی
- کمپین تکنفره با داستانی ضعیف و طراحی ماموریتهای ناهمگون
- پیشرفت بازی (Progression) به شدت وابسته به بازی در تمام حالتها (چندنفره، زامبی)
- وجود باگهای فنی و مشکلات لابی در روزهای اولیه انتشار
- عدم استفاده بهینه از فضای تاریخی دهه ۹۰ در موسیقی و روایت
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک





