بعد از ساعتها قدم زدن در راهروهای زردرنگ و نفسگیر «بکرومز لول ایکس»، میتوانم با اطمینان بگویم که این تجربه، یکی از خستهکنندهترین و بیروحترین مواجهههای من با ژانر وحشت روانشناختی بوده است. بازی شما را در نقش یک کارمند شرکت میگذارد که برای ارزیابی قابلیت تبدیل یک بعد عجیب به هتل، به «لول ایکس» فرستاده شده، اما خیلی زود راه بازگشت را گم میکند. ایده اولیه آشنا اما بالقوه جذاب است: یک ماز زنده و تغییرکننده که قرار است با فریبهای ادراکی و موجودات ناشناخته، ذهن شما را هدف بگیرد. متأسفانه، اجرای این ایده آنقدر سطحی و فاقد عمق است که به جای ایجاد حس درماندگی و شگفتی، فقط ملالت میآفریند.
بخش عمده بازی، یک شبیهساز قدمزدن محض است. شما در دل راهروها و اتاقهای تکراری با همان کاغذدیواری زرد رنگ و فرشهای قهوهای بیجان گیر افتادهاید. تغییرات محیطی بسیار ناچیز و قابل پیشبینی هستند و حس «ماز زنده» تقریباً وجود ندارد. گاهی صداهای نامفهومی میشنوید یا سایهای از دور میگذرد، اما این عناصر هیچگاه به یک سیستم تعاملی معنادار یا داستان سرایی محیطی مؤثر تبدیل نمیشوند. بازی برای ترساندن شما، تقریباً منحصراً به تکنیکهای ارزانقیمت متوسل میشود: جهش ناگهانی یک صورت بیریخت به همراه صدایی بلند و گوشآزار. پس از دو سه بار تکرار، این ترسهای ساختگی نه تنها اثر خود را از دست میدهند، بلکه آزاردهنده و کودکانه به نظر میرسند. گویی توسعهدهندگان فراموش کردهاند که ترس واقعی از ناشناختهها و تنش تدریجی متولد میشود، نه از شوکهای تصنعی.
از نظر بصری، بازی در سطح یک پروژه دانشآموزی متوقف شده است. بافتها بیروح، نورپردازی مسطح و طراحی محیطها فاقد هرگونه خلاقیت یا جزئیات قابل تأمل است. حتی تلاش برای ایجاد حس فراواقعگرایی نیز در نهایت به مجموعهای از اتاقهای به هم ریخته و بیمعنی تقلیل مییابد که بیشتر از آنکه عجیب باشند، ناتمام به نظر میرسند. موسیقی و صداگذاری نیز وضعیت بهتری ندارند. موسیقی زمینه تقریباً غایب است و سکوت طولانی فقط با همان صداهای جهشی نابهجا شکسته میشود. فقدان یک لایه صوتی غنی و تأثیرگذار، فرصت ایجاد جوّی پایدار و خفقانآور را به کلی نابود میکند.
داستان بازی در حد چند یادداشت پراکنده و یک مفهوم کلی تقریباً توضیحنشده باقی میماند. هیچ کاراکترسازی، هیچ کشمکش درونی و هیچ سفر معناداری برای بازیکن رقم نمیخورد. شما فقط راه میروید، گاه با چند پازل ابتدایی روبرو میشوید که بیشتر آنها پیدا کردن یک شیء در محیطی خالی است، و در نهایت به یک پایانبزی ناگهانی و غیررضایتبخش میرسید. حس میکنید بازی حتی خودش هم نمیداند میخواهد چه داستانی را روایت کند.
در نهایت، «بکرومز لول ایکس» بیشتر شبیه یک پیشنمایش اولیه یا یک پروژه تمرینی است تا یک بازی کامل و منتشرشده. فاقد عمق، ترس هوشمندانه، طراحی محیط غنی یا داستانپردازی جذاب است. در دنیایی که بازیهای مستقل با بودجه کم هم میتوانند با ایدههای نو و اجرای قوی بدرخشند، این اثر تنها یک قدمزدنی خالی و فراموششدنی است که حتی طرفداران پر و پا قرص ژانر بکرومز نیز از آن لذت چندانی نخواهند برد.
یک شبیهساز قدمزدن بیروح و ترسهای تصنعی که حتی از سادهترین اصول ایجاد وحشت نیز دور مانده است.
نکات مثبت
نکات منفی
-
گرافیک
-
صداگذاری
-
داستان
-
گیمپلی




