هیچ چیز مانند بیدار شدن در ساحلی ناشناس، با لباسهایی از آینده و گوشی هوشمندی که دیگر کار نمیکند، نمیتواند حس یک ماجراجویی تازه را القا کند. این دقیقاً همان جایی است که «پوکمون افسانهها: آرکیوس» شما را رها میکند: در سرزمین هیسویی، نسخهای باستانی و وحشی از سینوه که میشناسیم. از همان لحظات اول، بازی به وضوح اعلام میکند که این یک سفر پوکمونی معمولی نیست؛ این یک کشف است. شما یک محقق هستید، نه یک قهرمان مسابقات. و این تغییر نگرش، نفس تازهای است که این فرنچایز سالها به آن نیاز داشت.
فضای بازی را باید بزرگترین ستون این تجربه دانست. هیسویی سرزمینی خشن و دستنخورده است، جایی که پوکمونها موجوداتی ترسناک و غیرقابل پیشبینی به نظر میرسند، نه حیوانات خانگی بیآزار. اینجا، دیدن یک لوپانی که آرام در دشت میچرد میتواند در چشمبرهم زدنی به یک تعقیب وحشتناک تبدیل شود اگر حواستان نباشد. این حس خطر دائمی، که با سیستم مبارزه مستقیم پوکمونهای وحشی با شخصیت شما تقویت میشود، لایهای از تنش و هیجان را اضافه میکند که در نسخههای اصلی وجود نداشت. دیگر نمیتوانید با خیال راحت در علفزارها قدم بزنید؛ باید مخفی شوید، کمین کنید و استراتژی داشته باشید.
هسته اصلی گیمپلی، حلقه اعتیادآور «تحقیق» است. پر کردن پوکدکس دیگر یک کار تیکخوری ساده نیست. برای تکمیل اطلاعات هر پوکمون، باید آن را در حال انجام حرکات خاصی ببینید، نمونههای بیشتری از آن گونه را صید کنید، یا با تکنیکهای خاصی با آن مبارزه نمایید. این سیستم شما را وادار میکند که واقعاً وقت بگذارید و رفتار این موجودات را مطالعه کنید. این احساس که شما نخستین کسی هستید که این دانش را جمعآوری میکنید، حس عمیقتری از دستاورد به ارمغان میآورد. مبارزات نوبتی نیز با اضافه شدن سبکهای «قدرتمند» و «چابک» عمق تاکتیکی جذابی پیدا کردهاند. تصمیمگیری بین یک حمله کند اما ویرانگر یا یک حمله سریع برای گرفتن نوبت اضافه، لحظات نبرد را به چالشهای فکری لذتبخشی تبدیل میکند.
اما هیسویی فقط در مورد جمعآوری نیست. بازی با معرفی نبردهای اصلی علیه «پوکمونهای نجیب» خشمگین، ریتم را به خوبی تغییر میدهد. این بخشها که بیشتر شبیه یک بازی اکشن هستند، شما را وادار میکنند که در زمان واقعی از حملات فرار کنید و همزمان با پرتاب مُهرههای آرامبخش، خشم حریف را فرونشانید. اگرچه کنترلها گاهی اوقات چندان دقیق به نظر نمیرسند و ممکن است آسیبهای ناعادلانهای بخورید، اما هیجان و تنوع حاصل از این نبردها خوشایند است.
از نظر داستانی، بازی بستری جذاب فراهم میآورد. تضاد بین دو قبیله الماس و مروارید بر سر ماهیت «سینوه» و نقش مذهبی پوکمونهای نجیب، بافتی غنیتر از داستانهای خطی گذشته ایجاد میکند. شخصیتهایی مانند پروفسور لاونتون و فرمانده کمراد نیز به خوبی پرداخت شدهاند. با این حال، بازی به طرز عجیبی از کنار اصلیترین عنصر داستانی، یعنی خود شخصیت شما، به سادگی میگذرد. اینکه شما از یک شکاف فضازمانی افتادهاید و لباسهایی از آینده دارید، بارها تکرار میشود، اما هرگز به شکل رضایتبخشی کاوش یا توضیح داده نمیشود. این یک فرصت از دست رفته برای ایجاد پیوندی عاطفی عمیقتر است.
متأسفانه، زمانی که صحبت از ارائه فنی به میان میآید، بازی روی پای خود میلنگد. اگرچه جهتگیری هنری با آسمانهای رنگارنگ و مناظر وسیع گاهی اوقات زیبا است، اما اجرای فنی ضعیف، این زیبایی را مخدوش میکند. مشکل پاپآپ مداوم اجسام، بافتهای کمرزولوشن (به ویژه در دورنمایهها) و افت فریم در مناطق شلوغ، غرق شدن در دنیای بازی را دشوار میسازد. در عصری که استانداردهای بصری برای بازیهای جهانباز بسیار بالا رفته، چنین کاستیهایی به شدت چشمگیر و ناامیدکننده است. صداگذاری نیز با همان مشکل قدیمی مواجه است: دیالوگهای متنی طولانی و بیصدا که در کنار صحنههای نسبتاً دراماتیک، بیشتر از همیشه خودنمایی میکنند و حس یک بازی متعلق به نسل گذشته را القا میکنند.
با این همه، نمیتوان جادوی اصلی «افسانهها: آرکیوس» را انکار کرد. این بازی جسورانهترین گامی است که این فرنچایز در سالهای اخیر برداشته. حس اکتشاف، آزادی عمل در رویکرد به صید و تحقیق، و عمق بخشیدن به سیستم مبارزه، تجربهای ارائه میدهد که برای مدتها در خاطر طرفداران خواهد ماند. این بازی نشان میدهد که آینده پوکمون میتواند بسیار درخشانتر از گذشته باشد، به شرطی که استودیو سازنده، جسارت این تغییر را حفظ کند و در کنار آن، به کیفیت فنی محصول نهایی نیز همانقدر اهمیت دهد.
برای چه کسانی است؟ برای طرفداران قدیمی که خسته از فرمول تکراری شدهاند. برای کسانی که عاشق غرق شدن در یک جهان و کشف رازهای آن هستند. برای کسانی که از چالش و حس خطر در کنار جمعآوری لذت میبرند.
برای چه کسانی نیست؟ برای کسانی که به گرافیک فنی بینقص و پلیمثل سینمایی در بازیهای خود اهمیت زیادی میدهند. برای کسانی که به دنبال یک داستان شخصیمحور عمیق هستند.
Pokémon Legends: Arceus
یک انقلاب ناقص اما ضروری که نفس تازهای به ریههای کهنه این فرنچایز میدمد و مسیر آینده را روشن میسازد.
نکات مثبت
- حلقه گیمپلی تحقیق و صید عمیق و اعتیادآور
- احساس اکتشاف و خطر در دنیای دستنخورده هیسویی
- اضافه شدن عمق تاکتیکی به مبارزات با سیستم سبکهای حرکتی
- نبردهای اصلی متنوع و پرتنش
نکات منفی
- اجرای فنی ضعیف با پاپآپ فراوان و افت فریم
- بافتهای کمکیفیت و جزئیات بصری ناهماهنگ
- عدم پرداخت رضایتبخش به پیشینه و جایگاه شخصیت اصلی
- دیالوگهای متنی طولانی و فقدان صداگذاری در صحنههای مهم
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک




