وقتی برای اولین بار پدال گاز را در مکزیک خیالی و رنگارنگ فورزا هورایزن ۵ فشار دادم، احساسی شبیه به باز کردن درب یک کارخانه شکلات سازی به من دست داد. همه چیز درخشان، وسوسهانگیز و کمی ترسناک از فرط فراوانی بود. پلیگروند گیمز این بار نه تنها استانداردهای خود را بالا برده، بلکه به نظر میرسد قصد داشته تمام مفهوم یک بازی مسابقهای جهانباز را دوباره تعریف کند. اما آیا این کیک پر از خامه، در نهایت شیرین است یا کمی هم شکرپاش رویش ریختهاند؟
بیایید از نقشه شروع کنیم، چون قلب تپنده هر تجربه هورایزن همینجاست. مکزیک در این بازی، یک شاهکار طراحی محیطی است. از سواحل طلایی با امواجی که انگار میتوان نمکشان را چشید، تا جنگلهای انبوهی که نور خورشید به سختی از لابهلای برگهایش رد میشود. از شهر گوآناخوآتو با کوچههای سنگفرش و رنگهای دیوارهایی که هر کدام داستانی را روایت میکنند، تا صحرای خشک و خشن با کاکتوسهای غولپیکر. و در نهایت، قله آتشفشانی که مانند یک غول خفته بر کل نقشه اشراف دارد. این تنوع جغرافیایی فقط برای زیبایی نیست؛ هر محیط کاملاً بر حس و کنترل خودرو تأثیر میگذارد. لاستیک روی شنهای ساحل صدای متفاوتی دارد، خودرو در گل جنگل کمی سنگینتر هدایت میشود و آسفالت خیس شهرهای بارانی مانند آینهای برای انعکاس نورپردازی خیرهکننده بازی عمل میکند.
و در مورد نورپردازی باید جداگانه صحبت کنم. بازی در این بخش یک گام بلند به جلو برداشته. نور خورشید در ساعت طلایی، آنقدر واقعی و گرم به نظر میرسد که گویی میتوان حرارتش را روی پوست احساس کرد. عبور از یک تونل تاریک و خروج ناگهانی به روشنایی بیرون، یک تجربه سینمایی است. اما نقطه اوج، تعامل نور با ذرات است. غبار صحرا، دود لاستیکها در حین درفت، و پاشیدن گل از زیر چرخها، همگی با نور بازی میکنند و صحنههایی خلق میکنند که بارها و بارها شما را وادار به استفاده از قاببرداری درون بازی میکند. از نظر فنی، چه در حالت کیفیت با فریمریت ثابت ۳۰ و چه در حالت عملکرد با ۶۰ فریم بر ثانیه، بازی تقریباً بیعیب و نقص اجرا میشود. این ثبات، به ویژه در مسابقات شلوغ، ارزش زیادی دارد.
حالا برسیم به اصل ماجرا: رانندگی. فورزا هورایزن ۵ در لبه تیغ بین شبیهسازی و آرکید حرکت میکند و تقریباً تعادل کامل را برقرار کرده. هر خودرو شخصیت متمایزی دارد. یک فراری پرخاشگر و عصبی است، یک جیپ قدیمی با صبر و حوصله مسیرهای خاکی را میپیماید، و یک سوپراسپورت ژاپنی در پیچهای کوهستان مانند یک رقصنده میلغزد. بازخورد فرمان، احساس وزن خودرو هنگام پرش، و حتی لرزش ناشی از نوع زمین، با ظرافت به بازیکن منتقل میشود. سیستم جدید «اکسپدیشن» یا سفرهای اکتشافی، یکی از بهترین اضافات است. این بخش، شما را در مسیرهای از پیش طراحی شدهای قرار میدهد که بیشتر شبیه به یک تریلر سینمایی هستند. رانندگی در دل طوفان شن با رعد و برقهایی که آسمان را میدرانند، یا صعود به قله آتشفشان در حالی که بخار از شکافهای زمین بیرون میزند، لحظاتی هستند که در حافظه میمانند و ذات ماجراجویانه هورایزن را به بهترین شکل نمایان میکنند.
اما یک بازی جهانباز فقط به رانندگی ختم نمیشود، بلکه به دلیلی برای رانندگی نیاز دارد. اینجاست که کمی با بازی مشکل پیدا میکنم. محتوای فورزا هورایزن ۵ به معنای واقعی کلمه بیپایان است. صدها مسابقه، چالشهای سرعت، نمایشگاههای عظیم، رویدادهای آنلاین، و سازنده رویداد که به شما اجازه میدهد تقریباً هر نوع مسابقه یا چالشی را خودتان خلق کنید. با این حال، پس از دهها ساعت، حس «تکرار» شروع به خزیدن میکند. بسیاری از مسابقات، به رغم قرارگیری در محیطهای متفاوت، ساختار مشابهی دارند: نقطه شروع، چند پیچ، خط پایان. داستان یا روایت کارنگی که بتواند این حجم از فعالیت را به هم گره بزند، به شدت ضعیف و تقریباً ناموجود است. شما یک ستاره جشنواره هستید که باید با بردن مسابقات، «ستاره» بیشتری کسب کنید. تمام. این فقدان عمق روایی، گاهی اوقات احساس پوچی به تمام این زیبایی و هیجان میدهد. انگار یک موتور بسیار قدرتمند در بدنهای خیرهکننده قرار دادهاند، اما فراموش کردهاند برای آن یک مقصد جذاب تعیین کنند.
از نظر صدا، بازی بر طراحی صدا متمرکز است و موسیقی در درجه دوم اهمیت قرار دارد. و این یک تصمیم درست است. غرش موتور یک V8 آمریکایی با ناله توربوی یک هاچبک ژاپنی کاملاً متفاوت است. صداهای محیطی – از آواز پرندگان در جنگل تا وزش باد در صحرا – فضاسازی را کامل میکنند. موسیقی متن مجموعه، همان ترکیب همیشگی از ژانرهای مختلف است که خوب است، اما به ندرت ماندگار میشود. صدای دستیار جشنواره و اعلانهای گاهبهگاه نیز میتواند پس از مدتی آزاردهنده شود.
برای چه کسانی است؟ اگر عاشق خودرو هستید، اگر دوست دارید ساعتها در یک جهان زیبا رانندگی کنید و فقط از منظره لذت ببرید، اگر ساخت و تنظیم خودروهای بینقص برای شما یک مدیتیشن است، فورزا هورایزن ۵ بهشت شماست. اگر به دنبال یک کمپین روایی عمیق، شخصیتپردازی قوی یا احساس پیشرفت معنادار فراتر از جمعآوری خودروهای بیشتر هستید، احتمالاً دچار سرخوردگی خواهید شد.
در نهایت، فورزا هورایزن ۵ مانند یک خودروی اسپورت لوکس است: بینقص از نظر مهندسی، خیرهکننده از نظر زیبایی، و لذتبخش در هر ثانیه رانندگی. اما ممکن است برخی بپرسند آیا این همه قدرت و زیبایی، در نهایت ما را به جایی میرساند که ارزش دیدن داشته باشد، یا فقط مسیر حرکت است که مهم است؟ پلیگروند گیمز جواب واضحی داده: مسیر، مقصد است. و چه مسیر خیرهکنندهای.
Forza Horizon 5
یک شاهکار فنی و بیچونوچرای مسابقهای جهانباز که تنها با فقدان یک داستان جذاب از کمال فاصله دارد.
نکات مثبت
- طراحی خیرهکننده و متنوع نقشه مکزیک با نورپردازی فوقالعاده
- حس رانندگی بینقص و تفاوت محسوس بین خودروهای مختلف
- محتوای بسیار غنی و ابزارهای ساخت رویداد برای خلاقیت بیپایان
- اجرای فنی استثنایی و ثبات فریمریت در هر دو حالت گرافیکی
نکات منفی
- داستان بسیار ضعیف و فقدان عمق روایی برای حجم عظیم محتوا
- حس تکرار در ساختار بسیاری از مسابقات پس از دهها ساعت بازی
- صداهای اعلان و دستیار جشنواره میتواند آزاردهنده شود
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک





