سه‌شنبه, مارس 3

آخرین مطالب

بعد از چهار سال انتظار، بالاخره تیغ لویاتان را برداشتم و قدم به دنیای یخزدهٔ راگناروک گذاشتم. باید اعتراف کنم که این سفر، یک تجربهٔ عظیم، پرزرقوبرق و در عین…

بخوانید...

وقتی برای اولین بار پای خود را در جهان عظیم و غریب «آیونیوس» گذاشتم، حس یک کاشف گمشده در قلمرویی بیگانه را داشتم. این همان جادویی است که مجموعه Xenoblade…

بخوانید...

گاهی اوقات یک بازی با یک ایده‌ی ساده شروع می‌شود، اما اجرای آن می‌تواند جهانی را به کلی دگرگون کند. «استری» دقیقاً یکی از آن تجربه‌هاست؛ سفری که شما را…

بخوانید...

گاهی اوقات، بهترین سفرها آنهایی هستند که شما را به مکانهای آشنا میبرند، اما از زاویهای کاملاً جدید. «کربی و سرزمین فراموششده» دقیقاً چنین تجربهای است. پس از ساعتها غوطهور…

بخوانید...

وقتی برای اولین بار موتور گرن توریزمو ۷ را روشن کردم، چیزی که مرا در خود غرق کرد، نه صدای اگزوزهای خروشان، که سکوت سنگین انتظار بود. انتظار برای بازگشت…

بخوانید...

اولین قدم‌هایم در سرزمین‌های میانی با احساسی عجیب همراه بود: ترسی مبهم از ناشناخته‌ها، اما همراه با هیجانی سرکش برای کشف هر آنچه در افق دوردست می‌درخشد. «الدن رینگ» از…

بخوانید...

آلوی را به یاد می‌آورید؟ همان شکارچی موقرمز که در جهانی از فلز و برگ، با کمانی به بلندای آرزوهایش، در برابر ماشین‌های غول‌پیکر می‌ایستاد؟ بله، او بازگشته است. اما…

بخوانید...

هیچ چیز مانند بیدار شدن در ساحلی ناشناس، با لباس‌هایی از آینده و گوشی هوشمندی که دیگر کار نمی‌کند، نمی‌تواند حس یک ماجراجویی تازه را القا کند. این دقیقاً همان…

بخوانید...

فضای خنک و مرطوب اتاق، تنها با نور مانیتور روشن شده بود. صدای وزوز کمپرسور یخچال در پسزمینه، تنها همراه من بود و من، در آستانهی قدم گذاشتن بر حلقهی…

بخوانید...