بوی خاکستر، صدای غرش موتورهای قدیمی و سایههای بلند روی دیوارهای بتنی شکسته. این همان دنیایی است که سالهاست میشناسیم، اما «Gears 5» تلاش میکند با باز کردن پنجرهای به افقهای جدید، هوای تازهای به این فرمول آشنا بدمد. من به عنوان کسی که ساعتهای بیشماری را پشت درختهای مصنوعی و دیوارهای سنگریزهای این سری سپری کردهام، با ترکیبی از هیجان و تردید پای این نسخه نشستم. آیا «The Coalition» توانسته است جان تازهای در کالبد این غول سوم شخص بدمد، یا فقط همان قصه قدیمی را با گرافیک بهتر روایت کرده است؟
سفر با اسکایف بر فراز بیابانهای یخزده و صحراهای سرخ، اولین چیزی است که شما را غافلگیر میکند. کمپین این بار ساختار خطی سفت و سخت گذشته را رها کرده و شما را در دو منطقه نسبتاً باز رها میکند. اینجا است که میتوانید با اسکایف، آن سورتمه بادی عجیب و غریب، بین مأموریتهای اصلی سفر کنید و به دنبال اکتشافات جانبی بروید. در نگاه اول، این آزادی نویدبخش به نظر میرسد. مناظر خیرهکنندهاند؛ نور خورشید روی برفها میرقصد و طوفانهای شن در بیابان حس واقعی تنهایی و عظمت را القا میکنند. اما به زودی متوجه میشوید که این جهانهای باز بیشتر شبیه سالنهای انتظار زیبا هستند تا مقصدی غنی. اکثر اکتشافات به یافتن چند جزء برای ارتقای «جک» ختم میشود و حس کنجکاوی شما اغلب با یک سفر طولانی و نسبتاً خالی پاداش میگیرد. این بخشها مانند یک نفس عمیق در میان هیاهوی نبرد هستند، اما آن نفس آنقدر که باید عمیق و رضایتبخش نیست.
اما قلب تپنده «Gears» همیشه نبردهایش بوده و اینجا است که بازی دوباره روی پای خود میایستد. مکانیک پایهای پنهانشدن و شلیک، همانند گذشته، محکم و رضایتبخش است. صدای خشخش دویدن روی زمین، صدای متمایز چفت شدن پشت یک سنگر، و لرزش دسته هنگام شلیک یک اسلحه سنگین، همه در جای خود هستند. اما ستاره جدید این میدان، بدون شک «جک» است. این ربات کوچک و دوستداشتنی که در کمپین همراه شماست، نه یک همراهی ساده، که یک بازیباز تمامعیار است. تواناییهایش—از نامرئی کردن شما گرفته تا شوک دادن دشمنان یا حتی ربودن کنترل یکی از آنها—لایهای کاملاً جدید از تاکتیک به درگیریها اضافه میکند. روی سختیهای بالاتر، مدیریت تواناییهای جک و زمانبندی استفاده از آنها تفاوت بین مرگ و زندگی است. ارتقای او از طریق اجزای پیدا شده، حس پیشرفتی را به کمپین میدهد که پیش از این در سری خالی بود.
داستان این بار بار سنگین خود را روی شانههای «کیت دیاز» میاندازد. خداحافظی با «جیدی» به عنوان شخصیت اصلی، ریسکی جسورانه بود که به نظر من جواب داد. سفر کیت برای کشف ریشههایش و ارتباطش با «Swarm»، داستانی شخصیتر و درونگراتر از نجات دنیاهای گذشته ارائه میدهد. بازی در پرداختن به موضوعاتی چون هویت، میراث و غم، ظرافت قابل تحسینی از خود نشان میدهد. دیالوگها در طول سفر با اسکایف، لحظات آرامشبخشی هستند که به شخصیتها عمق میبخشند. با این حال، خط داستانی کلی هنوز همان ساختار حماسی و قابل پیشبینی سری را دنبال میکند و در برخی لحظات کلیدی، از عمق بیشتری که وعده داده بود، عقب میماند.
از لحاظ فنی، «Gears 5» یک شاهکار بصری است. جزئیات بافتها، از زنگار روی فلزات گرفته تا یخهای ترکخورده، خیرهکننده است. سیستم نورپردازی بازی، به ویژه در محیطهای بسته و زیر نور چراغهای مصنوعی، جو سنگین و دلمرده دنیای «سرا» را به perfection میرساند. عملکرد بازی نیز روی سختافزار اصلی ایکسباکس وان قابل قبول است و در بیشتر مواقع نرخ فریم ثابتی را حفظ میکند. در بخش صدا، طراحی صدا بر موسیقی غالب است. غرش دور «Swarm»، صدای متمایز هر سلاح، و اکوهای محیطی در یک میدان نبرد، به غنای تجربه کمک شایانی میکنند. موسیقی متن گرچه حماسی و در جای خود مؤثر است، اما کمتر در خاطر میماند.
پس از اتمام کمپین، بازی با بستهای از حالتهای چندنفره از شما استقبال میکند. «Horde» کلاسیک با سیستم کلاسهای گستردهتر بازگشته است. حالا انتخاب شخصیت، کلاس و تواناییهای نهایی شما را تعیین میکند که استراتژی عمیقتری ایجاد میکند، اما متأسفانه گاهی شما را از بازی با شخصیت محبوبتان به خاطر کلاس دلخواهتان محروم میکند. بازی به عنوان «جک» در این حالت، تجربهای منحصر به فرد و حیاتی برای تیم است. «Versus» همان میدان جنگ آشنا برای طرفداران سفت و سخت است، جایی که هنر شاتگانزدن در کسری از ثانیه تعیینکننده است. حالت جدید «Arcade» با لوداوتهای شخصیتمحور سعی در تنوع بخشیدن دارد، اما در نهایت به تسلط یک اسلحه خاص میانجامد.
«Escape» ایدهای نو اما با اجرایی ناهموار است. فرار از یک کندوی «Swarm» تحت فشار گاز سمی در تیمی سهنفره میتواند لحظات استرسزای خوبی ایجاد کند، اما طراحی سطح و تنوع دشمنان به سرعت تکراری میشود. بزرگترین نقطه قوت این حالت، ویرایشگر سطح داخلی و قدرتمند آن است که به جامعه بازیکنان اجازه میدهد چالشهای خود را خلق کنند.
اما ابر سیاهی که بر فراز همه این حالتهای چندنفره سایه انداخته، سیستم پیشرفت عجیب و دردسرساز «Tour of Duty» است. این سیستم شبیه به پاس نبرد بازیهای رایگان، با اهداف روزانه و زمانبندیهای مصنوعی، حس پیشرفت طبیعی را از بین میبرد. محدود کردن چالشها و دادن امکان خریداری رسیت با پول واقعی، بیشتر از آنکه انگیزهبخش باشد، حس تحمیل و خستگی ایجاد میکند. این مکانیک برای یک بازی تمامقیمت، انتخاب نامناسبی به نظر میرسد.
در نهایت، «Gears 5» مانند یک غول دوستداشتنی اما کمی خسته است که لباسهای جدید و زیبایی پوشیده. کمپین آن با تمرکز بر کیت و اضافه کردن جک، نفسهای تازه و عمیقی میکشد و از نظر بصری بینظیر است. اما بخشهای جهان باز آن نیمهکاره احساس میشوند و سیستم پیشرفت چندنفره میتواند تجربه پایانناپذیر بازی را به کاری طاقتفرسا تبدیل کند. این بازی برای طرفداران قدیمی که مشتاق بازگشت به سرا هستند و برای تازهواردانی که میخواهند برای اولین بار طعم این نبردها را بچشند، ارزش تجربه کردن را دارد، اما به یاد داشته باشید که این سفر گاهی اوقات با دستورالعملهای قدیمی و یک مسیر پیشرفت خستهکننده همراه است.
Gears 5
یک کمپین نفسگیر و بصریاً خیرهکننده که با سیستم پیشرفت چندنفره دستوپاگیر و بخشهای جهانباز نیمهکاره همراه شده است.
نکات مثبت
- کمپین جذاب با تمرکز بر شخصیت کیت و مکانیک عمیق و تاکتیکی ربات جک
- کیفیت بصری خیرهکننده با نورپردازی و طراحی محیط مثالزدنی
- حالت Horde گستردهتر و استراتژیکتر با گزینه بازی به عنوان جک
نکات منفی
- بخشهای جهانباز کممحتوا و عمدتاً خالی از فعالیتهای معنادار
- سیستم پیشرفت چندنفره (Tour of Duty) محدودکننده و خستهکننده
- حالت Escape به سرعت تکراری میشود و نتوانسته پتانسیل کامل خود را محقق کند
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک





