قدم گذاشتن به ساختمان اداری فدرال بیوروی کنترل، شبیه سقوط در یک رویای تبآلود است. از همان لحظهای که جسی فادن از درهای نامرئی «قدیمیترین خانه» عبور میکند، دنیایی از بتن خام، نورهای فلورسنت و اسناد طبقهبندیشده، تو را در خود میبلعد. اینجا، دفتر کار نیست؛ یک موجودیت زنده است که قوانین فیزیک را زیر پا میگذارد و تو، به عنوان بازیکن، باید این هرج و مرج زیبا را درک کنی. رمدی با «کنترل» ثابت میکند که استاد مسلم خلق فضاهای به یاد ماندنی و داستانگویی محیطی است.

صحبت از داستان که میشود، باید بگویم این بازی مثل یک رمان علمیتخیلی پیچیده است که صفحاتش را باید در گوشهوکنار این برج بیپایان پیدا کنی. داستان شخصی جسی برای پیدا کردن برادرش، دیلن، قلابی است برای ورود به دنیایی عمیقتر از آنچه تصور میکنی. داستان اصلی، حول محور یک نیروی فراطبیعی مهاجم به نام «هیس» میچرخد که ساختمان را تسخیر کرده. اما زیبایی کار در جزئیات است: در سندهای پر از خطخوردگی قرمز، در نوارهای صوتی کارمندان وحشتزده، و در ویدیوهای آموزشی عجیب و غریبی که توضیح میدهند چگونه با یک جاروبرقی متحرک خصومتجو برخورد کنی! این جهانسازی، نفسگیر است. با این حال، گاهی احساس میکنی خود جسی کمی در پسزمینه این دنیای عجیب گم شده است. تمرکز بازی بیشتر روی اسرار دفتر کنترل است تا حلوفصل احساسی سفر شخصی قهرمان. این میتواند برای کسانی که به دنبال یک قوس شخصیتی عمیق و احساسی هستند، نقطه ضعف باشد.

اما وقتی صحبت به گیمپلی میرسد، «کنترل» واقعاً معنای کلمه «کنترل» را به تو نشان میدهد. سلاح سرویس، که در ابتدا شبیه یک اسلحه کمری ساده است، به مرور به ابزاری چندوجهی تبدیل میشود که میتواند شکل یک شاتگان، یک راکتانداز یا یک مسلسل را به خود بگیرد. مهمتر از آن، قدرتهای فراطبیعی جسی هستند که بازی را از یک شوتر معمولی به یک سمفونی ویرانگر زیبا ارتقا میدهند. قدرت «پرتاب» یا همان تلکینزیس، ستون فقرات درگیریهاست. تصور کن در میانه یک نبرد شلوغ، یک میز تحریر سنگین را از زمین بلند میکنی و آن را مثل یک موشک به سمت دشمن پرتاب میکنی. صدای برخورد، ترکیدن چوب و پراکنده شدن کاغذها در هوا، لذتی وصفنشدنی دارد. محیط، دیگر فقط دکور نیست؛ زرادخانه توست. این حس قدرت مطلق، به لطف فیزیک عالی و بازخورد صوتی رضایتبخش، تا آخر بازی همراهت میماند. البته سیستم سلامتی بازی گاهی میتواند بیرحم باشد. مرز بین زنده ماندن و مردن آنقدر باریک است که گاهی یک حمله غیرمنتظره از پشت سر، تمام تلاشهایت را نقش بر آب میکند. این موضوع نیاز به هوشیاری دائمی دارد که گاهی از لذت درهم شکستن دشمنان با قدرت مطلق میکاهد.

از نظر بصری، «کنترل» یک شاهکار است. سبک معماری بروتالیست با بتنهای عریان و زوایای تند، در نگاه اول سرد و بیروح به نظر میرسد. اما رمدی با بازی با نور و سایه، و اضافه کردن عناصر فراطبیعی، به این فضا جان میبخشد. نورهای نئون قرمز که در راهروهای تاریک میدرخشند، سایههای دراز و ترسناک، و تغییر شکلهای ناگهانی معماری، حس یک کابوس زنده را القا میکنند. جزئیات بافتها، از زبری بتن گرفته تا درخشش کفپوشهای واکسخورده، حیرتآور است. عملکرد بازی نیز به طور کلی پایدار است و این دنیای درهمشکسته و آشفته را بدون افت فریم محسوس به نمایش میگذارد.

صداگذاری در «کنترل» نقشی فراتر از پسزمینه دارد. اینجا صدا، یک ابزار راهبردی و روایی است. غرش کمفرکانس هیس که از بلندگوها به گوش میرسد، موقعیت دشمنان پنهان را لو میدهد. صدای تق تق اسلحه سرویس وقتی شکل عوض میکند، رضایتبخش است. و صدای شکستن شیشه و برخورد اجسام در میانه نبرد، به هر درگیری عمق و واقعیت میبخشد. موسیقی متن بیشتر مواقع کمرنگ و در خدمت فضاسازی است و اجازه میدهد طراحی صدا خودش داستان را پیش ببرد.
در نهایت، «کنترل» بازیای است برای کسانی که عاشق کاوش در دنیاهای مرموز و درهمتنیده هستند. اگر از خواندن اسناد، گوش دادن به نوارها و کنار هم چیدن قطعات پازل یک داستان عظیم لذت میبری، این بازی برای تو ساخته شده است. اگر به دنبال یک اکشن خطی ساده با داستانی سرراست هستی، احتمالاً در پیچوخمهای بیپایان قدیمیترین خانه گم خواهی شد. «کنترل» بیشتر از آنکه یک شوتر خالص باشد، یک «شبیهساز کارمند یک اداره فراطبیعی» است که با سلاحی در دست و قدرتی بیپایان در دیگری، مأمور شدهای هرج و مرج را مدیریت کنی. و باید اعتراف کنم، این یکی از جذابترین و به یاد ماندنیترین مأموریتهایی بوده که در سالهای اخیر تجربه کردهام.
Control
یک سفر فراطبیعی نفسگیر به قلب یک بوروکراسی وهمآلود که با گیمپلی ویرانگر و جهانسازی عمیق، تجربهای منحصر به فرد خلق میکند.
نکات مثبت
- جهانسازی عمیق و خیرهکننده با روایت محیطی استادانه
- گیمپلی روان و رضایتبخش با قدرتهای فراطبیعی مهیج
- طراحی بصری منحصر به فرد و استفاده خلاقانه از نور و معماری
- طراحی صدا عالی که به غنای فضاسازی و گیمپلی کمک میکند
نکات منفی
- سیستم سلامت گاهی اوقات بیش از حد بیرحم و غیرمنصفانه عمل میکند
- داستان شخصی شخصیت اصلی گاهی در پس دنیای گسترده بازی گم میشود
- نقشه بازی میتواند گمراهکننده باشد و گشتن برای مأموریتهای فرعی را سخت کند
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک
