گاهی اوقات یک بازی به شما یادآوری میکند که چرا در وهلهی اول عاشق این رسانه شدید. تجربهای که با هر کلیک، هر ضربه، هر چرخش دوربین، شما را در هستهی مرکزی لذت بازیهای ویدیویی غوطهور میکند. «Devil May Cry 5» دقیقاً چنین تجربهای است. بازگشتی باشکوه و بیپرده به فرمولی که این سری را به یک اسطوره در ژانر اکشن تبدیل کرد. پس از گذراندن دهها ساعت در خیابانهای ویران شده و جهنمی این بازی، میتوانم با اطمینان بگویم که این عنوان، نه تنها یک عذرخواهی برای گذشته نیست، بلکه یک بیانیهی جسورانه و تکامل یافته از آن چیزی است که این سری همیشه میتوانسته باشد.
بیایید از قلب تپندهی این تجربه شروع کنیم: گیمپلی. اگر قرار باشد «Devil May Cry 5» را به یک ارکستر سمفونیک تشبیه کنم، مبارزاتش قطعاً رهبر این ارکستر هستند. هر نبرد یک اجرای زنده است که شما رهبری آن را بر عهده دارید. نوازندگان این ارکستر، سه شخصیت اصلی با سبکهای کاملاً متمایز هستند. نرو، با آن عصبانیت جوانی و بازوی مکانیکی «Devil Breaker» که مانند یک جعبه ابزار پر از شگفتی عمل میکند. هر کدام از این بازوها یک قدرت منحصربهفرد ارائه میدهد، از متوقف کردن زمان با «Ragtime» تا شلیک لیزرهای ویرانگر با «Rawhide». حس قدرت و کنترل بر نرو بینظیر است، مخصوصاً وقتی با شمشیر آتشین «Red Queen» و تفنگ دوربرد «Blue Rose» ترکیب میشود.

سپس به «وی» میرسیم. شخصیتی مرموز که خود مستقیماً نمیجنگد، بلکه حیوانات خانگی شیطانیاش – یک پلنگ سایهای به نام «شَدو» و یک کلاغ پرحرف به نام «گریفون» – این کار را برای او انجام میدهند. این یک تغییر ریتم جالب و تقریباً شاعرانه است که شما را به یک رهبر تاکتیکی تبدیل میکند که از فاصله دستور میدهد. اگرچه در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما تسلط بر زمانبندی و مدیریت همزمان هر دو موجود، عمق غافلگیرکنندهای به سبک او میبخشد. با این حال، باید اعتراف کنم که پس از هیجان مبارزات مستقیم نرو، گاهی صبر و طاقت این سبک کمی مرا میآزمود.
و در نهایت، سلطان بازمیگردد: دانته. بازی با دانته مانند این است که یک کودک را در بزرگترین فروشگاه اسباببازی دنیا رها کنید و به او بگویید «همه چیز مال توست». زرادخانهی او مسخرهوار گسترده است. از شمشیر دوچرخهی شیطانی «Cavaliere» که هر ضربهاش زمین را میلرزاند، تا سلاحهای کلاسیکی مانند «Rebellion» و «Ebony & Ivory». عمق مکانیکی دانته حیرتآور است. سیستم «استایل» او که به شما امکان میدهد در حین نبرد بین تاکتیکهای دفاعی، حرکات سریع و حملات همهجانبه جابهجا شوید، تسلطی بیپایان را طلب میکند. تسلط بر دانته یک سفر است، نه یک مقصد. و چه سفر باشکوهی است.
اما این شاهکار گیمپلی در خلأ اتفاق نمیافتد. دنیای «Devil May Cry 5» بستری است که این رقص خشونت بر روی آن اجرا میشود. موتور «RE Engine» کپکام معجزه میکند. جزئیات بافتها، از زنگ زدگی روی فلزات گرفته تا چینوچروک چهرهی شخصیتها، خیرهکننده است. نورپردازی، به ویژه در صحنههای درونی و زیر نور ماه مصنوعی شهر، حالوهوایی غریب و گوتیک خلق میکند که کاملاً با موضوع بازی هماهنگ است. عملکرد بازی روی سختافزار نسل گذشته نیز ثابت و روان بود، که برای یک بازی با این سطح از اکشن سریع حیاتی است. تنها نکتهی منفی در بخش بصری، طراحی برخی محیطها است که گاهی اوقات، به ویژه در مراحل میانی، کمی تکراری به نظر میرسد.

صداگذاری نیز در همین سطح از کیفیت قرار دارد. صدای برخورد فلز به فلز، غرش موتورهای شیطانی دانته، و صدای رضایتبخش ترکیدن دشمنان، همه با دقت بالایی طراحی شدهاند. موسیقی متن بازی، ترکیبی از متال و الکترونیک، ضربان قلب این تجربه است. آهنگ «Devil Trigger» به تنهایی میتواند شما را به حالوهوای لازم برای یک نبرد حماسی ببرد. موسیقی به طور پویا با شدت درگیری تغییر میکند و هوشمندانه بر انگیختن احساسات شما تأثیر میگذارد.
حالا به داستان میرسیم، بخشی که همیشه در این سری بحثبرانگیز بوده. «Devil May Cry 5» داستانی را روایت میکند که پر از اغراق، دیالوگهای طنزآمیز و لحظات کاملاً مسخره است – و من عاشقش هستم. این بازی هرگز ادعای ارائهی یک درام شکسپیری را ندارد. در عوض، داستانی دربارهی خانواده، انتقام و پذیرش سرنوشت ارائه میدهد که با لحنی خودآگاه و مملو از شخصیت پردازیهای دوستداشتنی روایت میشود. دانته با آن بیخیالی افسانهای، نرو با عصبانیت و آسیبپذیری جوانی، و «وی» با آن رازآلودگی مرموزش، همگی به خوبی کنار هم قرار میگیرند. با این حال، باید بگویم که پیچشهای داستانی در نیمهی دوم آنقدر قابل پیشبینی هستند که کمی از اثر شوک اولیه میکاهند. همچنین، نقش شخصیتهای زن در این داستان مردانه، اگرچه بهتر از گذشته است، اما هنوز تا عمق و تأثیرگذاری واقعی فاصله دارد.
یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی، ساختار کمپین آن است. بازی به شکلی هوشمندانه بین سه شخصیت جابهجا میشود و هرگز اجازه نمیدهد حس یکنواختی به شما دست دهد. همین که ممکن است از سبک یک شخصیت خسته شوید، بازی شما را به سراغ شخصیت بعدی میبرد. این ریتم عالی، همراه با مأموریتهای نسبتاً کوتاه، حس «فقط یک مرحلهی دیگر» را به شدت تقویت میکند.

در پایان، «Devil May Cry 5» یک شاهکار تکنیکی در ژانر اکشن است. این بازی عمق مکانیکی، تنوع و رضایت لحظهبهلحظهای را ارائه میدهد که کمتر عنوانی میتواند با آن رقابت کند. این بازی برای کسانی است که عاشق تسلط بر سیستمهای پیچیده، اجرای کامبوهای چشمنواز و غرق شدن در یک دنیای پر زرق و برق و کمی دیوانه هستند. اگر از دستورزیهای طولانی و گیمپلی تکبعدی بیزارید، این بازی داروی شماست. با این حال، اگر به دنبال داستانی عمیق و مبتکرانه یا تجربهای آرامشبخش هستید، احتمالاً این جهنم شلوغ برای شما ساخته نشده است.
«Devil May Cry 5» بیشتر از یک بازی، یک بیانیه است: بیانیهای که میگوید اکشن عمیق و چالشبرانگیز هنوز جایگاه خود را دارد، و وقتی با این سطح از polish و شخصیت ارائه شود، میتواند تجربهای به یاد ماندنی و کاملاً رضایتبخش خلق کند.
Devil May Cry 5
یک شاهکار اکشن که با عمق مکانیکی حیرتآور و اجرای فنی درخشان، استانداردهای ژانر را دوباره تعریف میکند.
نکات مثبت
- سیستم مبارزه بینظیر و عمیق با سه سبک بازی کاملاً متمایز
- اجرای فنی درخشان با گرافیک جزئینگر و عملکرد روان
- طراحی سطح و ریتم عالی کمپین که از یکنواختی جلوگیری میکند
نکات منفی
- سبک مبارزه شخصیت «وی» ممکن است برای برخی کند و غیرمستقیم احساس شود
- طراحی برخی محیطها در میانه بازی تا حدی تکراری میشود
- پیچشهای داستانی قابل پیشبینی و نقش کمرنگ شخصیتهای زن
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک
