پرواز در آسمانِ باستون، با صدای غرش موتورهای جت و منظرههای نفسگیرش، تجربهای است که مدتی طولانی در خاطر میماند. آنتم، آخرین ساخته بایوِر، شما را در نقش یک فریلنسر به دنیایی پر از راز و خطر میبرد؛ دنیایی که به نظر میرسد خدایان نیمهکاره رهایش کردهاند. اما آیا این زیبایی سطحی میتواند وزن یک بازی نقشآفرینی چندنفره آنلاین را به دوش بکشد؟ پس از ساعتها پرواز، مبارزه و گفتوگو، پاسخ من یک «شاید» بلند و در عین حال ناامیدکننده است.
**اولین پرواز: رویایی که بال دارد**
لحظهای که برای اولین بار جولین خود را برمیدارید و از دیوارهای فورت تارسیس به بیرون پرتاب میشوید، بیتردید یکی از بهیادماندنیترین لحظات بازیهای اخیر است. حس پرواز واقعاً بینظیر است. کنترلها روان و واکنشگرا هستند، و لذت شیرجه زدن از اوج به پایین برای خنک کردن موتورها یا سر خوردن روی آبشارها، هنوز پس از دهها ساعت تکراری نمیشود. اینجا نقطه قوت اصلی آنتم نهفته است: فانتزی پوشیدن یک زره قدرتمند و تبدیل شدن به یک ابرقهرمان. چهار نوع جولین—رنجر، استورم، کولوسوس و اینترسپتور—هر کدام شخصیت و سبک مبارزه متمایزی ارائه میدهند. مبارزات زمینی و هوایی ترکیبی خوشدست از تیراندازی سوم شخص و استفاده از تواناییهای ویژه است که با ترکیبهای مختلف (کامبو) بین اعضای تیم، میتواند بسیار رضایتبخش باشد. انیمیشنها فوقالعاده هستند و هر ضربه، هر پرواز و هر فرود حس قدرت را به خوبی منتقل میکند.
اما مانند یک موتور جت زیبا که سوخترسانیاش مشکل دارد، این هسته محکم به سرعت در باتلاق طراحیهای تکراری و ساختار ضعیف محتوا گرفتار میشود.
**دنیای گسترده، فعالیتهای محدود**
باستون به عنوان یک جهان باز، از نظر بصری خیرهکننده است. نورپردازی، بافتها و طراحی محیط، داستانی از تمدنی فراموش شده را روایت میکنند. اما این داستانگویی محیطی عمق چندانی ندارد. پس از کشف اولیه، متوجه میشوید که این جهان پهناور عمدتاً خالی است. رویدادهای جهانی پراکنده و ماموریتهای فرعی، به طرز دردناکی تکراری هستند: «از ناحیه دفاع کن»، «سه شیء را جمعآوری کن»، «دشمنان موجی را شکست ده». این الگو آنقدر تکرار میشود که حتی زیباییهای محیط هم نمیتوانند از خستگی ناشی از آن بکاهند. حس میکنید در یک پارک موضوعی زیبا اما نیمهخالی گیر افتادهاید، جایی که تنها چند سوارکاری مشابه بارها و بارها تکرار میشوند.
**داستان: صدایی در میان هیاهو**
بایوِر سعی کرده طعم روایتهای غنی خود را به این جهان تزریق کند. شخصیتهایی در فورت تارسیس وجود دارند که دیالوگهای نوشته شده خوبی دارند و صداپیشگی قابل قبولی روی آنها انجام شده. اما ساختار بازی به شدت به این قصهگویی آسیب میزند. شما پس از هر ماموریت، مجبورید به فورت تارسیس برگردید—فضایی که فقط تکباز است—تا مکالمهای را بشنوید و سپس دوباره برای ماموریتی تکراری بارگذاری شوید. این قطع مداوم ریتم، هر گونه احساس غرقشدگی در داستان را از بین میبرد. رابطهسازی با شخصیتها به دلیل این وقفههای مداوم و همچنین ناهماهنگیهای لحنی (مثلاً فراموشی اتفاقات مهم توسط برخی NPCها) هرگز به عمق آثار قبلی استودیو نمیرسد. اینجا داستان بیشتر شبیه یک کتاب صوتی پراکنده است که بین بارگذاریهای طولانی پخش میشود.
**پایانبازی: جستجوی معنا در میان اعتیاد**
وقتی به مراحل پایانی میرسید، آنتم سعی میکند با معرفی سیستم لوط بهتر (مسترورک و افسانهای) و افزایش سختی (سطح گرندمستر)، بازی را نگه دارد. اینجاست که ساختمانسازی جولین جذابتر میشود، زیرا برخی از تجهیزات نادر، سبک بازی شما را به طور قابل توجهی تغییر میدهند. اما محتوایی برای تست این ساختمانهای جذاب وجود ندارد. تنها سه «استرانگهولد» (نوعی دانژن) تکراری و ماموریتهای قراردادی مشابه قبل، تمام چیزی است که انتظار شما را میکشد. تنوع دشمنان کم است و برخی از مبارزههای اصلی، به خصوص در سطوح بالاتر، به جای چالش استراتژیک، به تست صبر تبدیل میشوند. حس میکنید برای قویتر شدن، باید یک سری فعالیتهای یکنواخت را بارها انجام دهید، بدون اینکه هیجان یا غافلگیری جدیدی در انتظار باشد.
**مشکلات فنی و طراحی: سایه روی خورشید**
حتی اگر از تکرار بگذریم، آنتم با مشکلات فنی و طراحی دستوپنجه نرم میکند. بارگذاریهای مکرر و گاه طولانی، تجربه را به شدت قطعهقطعه میکند. رفتن از فورت به فورج فقط برای تعویض یک قطعه، نیازمند دو بار بارگذاری است! باگهایی مانند وارپ ناگهانی به نقطهای دیگر، تشخیص ضربههای غیردقیق در مبارزه با دشمنان بزرگ، و قطع اتصال سرورها نیز حضور دارند. از جنبه چندنفره، بازی مکانیسمهای ارتباطی ضعیفی دارد. عدم وجود چت متنی یا نشانگرهای ارتباطی ساده، همکاری با بازیکنان تصادفی را به یک بازی حدس و گمان تبدیل میکند.
**صدا و موسیقی: بافتاری غنی اما کمجلوه**
طراحی صدا در آنتم قابل تحسین است. هر سلاح صدای متمایز و رضایتبخشی دارد. غرش موتورهای جت، صدای برخورد فلز با فلز در حمله کولوسوس، و زمزمههای محیطی، همگی کیفیت بالایی دارند. موسیقی متن گرچه در لحظات حماسی حضور دارد، اما به ندرت ماندگار میشود و در مقایسه با دیگر عناصر صوتی، کمرنگتر به نظر میرسد.
**برای چه کسی است؟**
اگر عاشق حس پرواز و مبارزههای پرشور در یک دنیای زیبا هستید و حوصله انجام فعالیتهای تکراری برای پیشرفت را دارید، آنتم میتواند برای چند ده ساعت سرگرمتان کند. اما اگر به دنبال داستانی عمیق، محتوای پایانبازی غنی، یا یک جهان باز پر از شگفتیهای منحصربهفرد هستید، این بازی در حال حاضر ناامیدتان خواهد کرد.
آنتم مانند یک الماس نتراشیده است: درخشش و پتانسیل خیرهکنندهای دارد، اما سطوح خشن و ناهموارش مانع از درخشش واقعی آن میشود. بایوِر پایههای محکمی گذاشته، اما برای تبدیل این جهان به یک تجربه کامل، به بازسازی اساسی در محتوا، ساختار و رفع مشکلات فنی نیاز است. امروز، این پرواز بیشتر شبیه یک سقوط کنترلشده است.
Anthem
آنتم با هستهای درخشان و دنیایی زیبا، در باتلاق طراحی تکراری و ساختار ناقص گرفتار شده و پروازش ناتمام میماند.
نکات مثبت
- حس پرواز و حرکت جولینها بینظیر و لذتبخش است
- مبارزات پویا و رضایتبخش با سیستم کامبو جذاب
- طراحی بصری و نورپردازی خیرهکننده دنیای باستون
نکات منفی
- الگوی تکراری و خستهکننده ماموریتها و فعالیتها
- داستانگویی ضعیف و قطع مداوم ریتم بازی با بارگذاریهای مکرر
- محتوای پایانبازی محدود و فاقد تنوع لازم
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک




