سه‌شنبه, مارس 3

آخرین مطالب

وقتی برای اولین بار پدال گاز را در مکزیک خیالی و رنگارنگ فورزا هورایزن ۵ فشار دادم، احساسی شبیه به باز کردن درب یک کارخانه شکلات سازی به من دست…

بخوانید...

گاهی اوقات یک بازی آنقدر در اجرای اصولی خود استادانه عمل می‌کند که به جای نوآوری انقلابی، یک تجربه‌ی بی‌نقص و سرگرم‌کننده ارائه می‌دهد. «Ratchet & Clank: Rift Apart» دقیقاً…

بخوانید...

سقوط سفینه بر روی سیاره‌ای ناشناخته، تنها آغاز یک کابوس است. بازگشت به نقطه صفر با هر مرگ، نه یک مکانیک بازی، که یک نفرین شخصی است. این حس، قلب…

بخوانید...

گاهی یک بازی مثل یک جلسه‌ی مشاوره‌ی غیرمنتظره است؛ نه با کاناپه‌های چرمی و یادداشت‌برداری، بلکه با پرتاب میخ به دیوار و پرواز با هواپیمای مقوایی. «It Takes Two» دقیقاً…

بخوانید...

پرده آخر نمایشی که سهگانه «جهان ترور» را به پایان میبرد، با نام «Hitman 3» آغاز میشود. من، به عنوان کسی که ساعتهای بیشماری را در نقش یک آدمکش اصلاحطلب…

بخوانید...

شهر شب، شهری که نفس‌هایش از دود و نئون است و قلبش از سیم و سیلیکون می‌تپد. قدم گذاشتن به نایت‌سیتی برای اولین بار، تجربه‌ای است که تا مدت‌ها در…

بخوانید...

گاهی یک بازی آنقدر در اجرای ایده‌اش ماهرانه عمل می‌کند که شما را مجبور می‌سازد تعریف سنتی از یک ژانر را بازنویسی کنید. «هادس» از سوپرجاینت گیمز دقیقاً چنین اثری…

بخوانید...