نویسنده: admin

گاهی یک بازی مثل یک رویای قدیمی است که ناگهان با وضوحی تازه و رنگ‌هایی درخشان به سراغت می‌آید. تجربه‌ی بازسازی «افسانه زلدا: بیداری لینک» دقیقاً همین حس را برای من داشت؛ گشتن دوباره در جزیره کوهولینت، اما این بار با چشمانی که می‌توانند جزئیاتی را ببینند که قبلاً فقط در ذهن تصور می‌کردم. این نسخه برای نینتندو سوئیچ، بیش از یک به‌روزرسانی گرافیکی ساده است؛ تلاشی ظریف و عاشقانه برای نفس تازه دادن به یک کلاسیک محبوب، بدون آنکه روح عجیب و غریب و رویایی آن را خدشه‌دار کند. از همان لحظه‌ای که لینک به ساحل این جزیره مرموز…

بخوانید...

بوی خاکستر، صدای غرش موتورهای قدیمی و سایه‌های بلند روی دیوارهای بتنی شکسته. این همان دنیایی است که سال‌هاست می‌شناسیم، اما «Gears 5» تلاش می‌کند با باز کردن پنجره‌ای به افق‌های جدید، هوای تازه‌ای به این فرمول آشنا بدمد. من به عنوان کسی که ساعت‌های بیشماری را پشت درخت‌های مصنوعی و دیوارهای سنگریزه‌ای این سری سپری کرده‌ام، با ترکیبی از هیجان و تردید پای این نسخه نشستم. آیا «The Coalition» توانسته است جان تازه‌ای در کالبد این غول سوم شخص بدمد، یا فقط همان قصه قدیمی را با گرافیک بهتر روایت کرده است؟ سفر با اسکایف بر فراز بیابان‌های یخ‌زده…

بخوانید...

بعد از هفت سال انتظار، بازگشت به کهکشان دیوانه‌وار Borderlands همیشه با یک سوال بزرگ همراه بود: آیا فرمول قدیمی هنوز جواب می‌دهد؟ Borderlands 3 پاسخی دوگانه به این پرسش می‌دهد؛ از یک سو، یک جعبه اسباب‌بازی غول‌آسا و سرشار از محتوا است که دقیقاً همان حس دیوانه‌واری و شلیک بی‌پایان را که عاشقش بودیم، ارائه می‌کند. از سوی دیگر، گاهی اوقات دقیقاً مانند یک جعبه اسباب‌بازی قدیمی احساس می‌شود که قطعات جدیدی به آن اضافه شده، اما طرح کلی تغییری نکرده است. سفر این بار از پاندورا فراتر می‌رود و ما را به چندین سیاره با هویت بصری متمایز…

بخوانید...

قدم گذاشتن به ساختمان اداری فدرال بیوروی کنترل، شبیه سقوط در یک رویای تب‌آلود است. از همان لحظه‌ای که جسی فادن از درهای نامرئی «قدیمی‌ترین خانه» عبور می‌کند، دنیایی از بتن خام، نورهای فلورسنت و اسناد طبقه‌بندی‌شده، تو را در خود می‌بلعد. اینجا، دفتر کار نیست؛ یک موجودیت زنده است که قوانین فیزیک را زیر پا می‌گذارد و تو، به عنوان بازیکن، باید این هرج و مرج زیبا را درک کنی. رمدی با «کنترل» ثابت می‌کند که استاد مسلم خلق فضاهای به یاد ماندنی و داستان‌گویی محیطی است. صحبت از داستان که می‌شود، باید بگویم این بازی مثل یک رمان…

بخوانید...

پنج سال از جنگ گذشته بود. وقتی دوباره چشمانم را در صومعه گارگ ماچ باز کردم، با مردان و زنانی روبهرو شدم که دیگر آن دانشآموزان شوخطبع و بیخیال نبودند. چهرههایشان خطوطی از رنج و تجربه کشیده بود، و صدایشان سنگینی سالهای جدایی را با خود حمل میکرد. این لحظه، اوج تمام آن ساعتها معلمی، تمرین و گفتوگو بود. لحظهای که «فایر امبل: سه خاندان» ثابت کرد یک استراتژی نوبتی ساده نیست، بلکه یک سفر عظیم روایی است که قلب شما را به گروگان میگیرد و ذهنتان را به چالش میکشد. از همان ابتدا، بازی شما را در نقش بایلت،…

بخوانید...

گاهی اوقات یک بازی به شما می‌گوید که فقط یک سرگرمی است. گاهی هم خود را به عنوان یک ابزار معرفی می‌کند. اما «سوپر ماریو میکر ۲» کاری فراتر انجام می‌دهد؛ این بازی یک دعوت‌نامه است. دعوتی برای ورود به آشپزخانه جادویی نینتندو و پختن کیک خودتان. پس از ساعت‌ها غوطه‌وری در دنیای ساخت و ساز و تجربه سطوح بی‌شمار، می‌توانم بگویم این دعوت‌نامه تقریباً بی‌نقص است، هرچند که روی پاکت آن یک یا دو لکه کوچک به چشم می‌خورد. بیایید از جایی شروع کنیم که همه چیز آغاز می‌شود: حالت داستان. بله، درست شنیدید. یک حالت داستان واقعی. داستان…

بخوانید...

گاهی یک بازی مثل بازگشت به خانه‌ای قدیمی است. دیوارها را می‌شناسی، بوی آشنا در فضا می‌پیچد، اما مبلمان جابه‌جا شده و روی میز پذیرایی، یک گلدان جدید گذاشته‌اند. «بلاداستیند: آیین شب» دقیقاً همین حس را به من داد. این بازی، که به وضوح یک «ایگاوانیا»ی اصیل است، روح بازی‌های کلاسیک کسل‌ونیا را در قالبی تازه احیا می‌کند. اما آیا این احیا صرفاً یک تکرار نوستالژیک است یا چیزی بیشتر برای عرضه دارد؟ از همان لحظات اولیه که پایم را در قلعهٔ تاریک و عظیم «هلد» گذاشتم، موسیقی و معماری گوتیک مرا به دهه‌ها قبل برد. با این حال، شخصیت…

بخوانید...

بگذارید صادق باشم. وقتی برای اولین بار موتور فینیکس را روشن کردم و به بیابانهای خاکستری و بنفش پساآخرالزمانی خیره شدم، یک حس آشنا اما کمی ناامیدکننده داشتم. انگار به مهمانی رفته باشم که دکوراسیونش را از چند فیلم و بازی دیگر قرض گرفتهاند، اما صاحبخانه قول داده که نوشیدنیهایش واقعاً خاص است. Rage 2 دقیقاً همین است: یک مهمانی با دکورهای تکراری اما با کوکتلی از اکشن که گاهی واقعاً سرتان را به دورانی خوشایند میبرد. بیایید از قلب تپنده این بازی شروع کنیم: گیمپلی و مبارزه. اگر عاشق حس و حال خشن و سریع دووم ۲۰۱۶ هستید، اما…

بخوانید...

بگذارید با یک تصویر شروع کنم: تصور کنید روی یک موتورسیکلت در دل یک جاده جنگلی خلوت نشسته‌اید. باد برگ‌های پاییزی را روی آسفالت می‌چرخاند و تنها صدای غرش موتور، سکوت سنگین دنیای پسا-آخرالزمانی را می‌شکند. این اولین و ماندگارترین تصویری است که «دیز گون» در خاطرم حک کرد؛ یک وعده از آزادی و تنهایی در جهانی که مرده است. اما مانند هر سفر جاده‌ای طولانی، مسیر پر از دست‌اندازها، پیچ‌های غیرمنتظره و لحظاتی است که آرزو می‌کنید زودتر به مقصد برسید. دنیای «دیز گون» در اورگان پسا-آخرالزمانی، بدون شک نقطه قوت مسلم آن است. استودیو بند عاشقانه زیست‌بوم شمال…

بخوانید...

بوی خون کهنه و خاکِ آرنا را هنوز در مشامم حس می‌کنم. پس از ساعت‌ها درگیری در میدان‌های مرگبار Mortal Kombat 11، انگشتانم هنوز به یاد حرکات ترکیبی و صدای خرد شدن استخوان‌ها میلرزد. نتفیرالم استودیوز این بار نه تنها یک بازی مبارزه‌ای، که یک بیانیه بصری تمام‌عیار و یک آزمایشگاه مکانیک‌های خشن ارائه داده است. اما مانند هر شاهکار ناقص، الماسِ این بازی هم لکه‌هایی دارد که زیر نورِ تجربه، برق می‌زنند. از همان لحظه‌ای که موتور گرافیکی بازی روشن می‌شود، یک چیز واضح است: این بازی از نظر بصری یک غول است. شخصیت‌ها با جزئیاتی حیرت‌آور طراحی شده‌اند؛…

بخوانید...