نویسنده: admin

گاهی اوقات یک بازی فراتر از سرگرمی میرود و به یک تجربه بدل میشود. مایکروسافت فلایت سیمولیتور دقیقاً چنین چیزی است: یک پدیده تکنولوژیک که مرز بین شبیهسازی و واقعیت را محو میکند. من ساعتهای بیشماری را در آسمانهای مجازی این جهان گذراندهام، از فرود اضطراری روی یک باند خاکی در آمازون تا تماشای غروب آفتاب از پنجره یک بوئینگ ۷۴۷ بر فراز اقیانوس آرام. این بازی یک شاهکار مهندسی است، اما آیا برای همه ساخته شده؟ بیایید عمیقتر شویم. اولین برخورد شما با فلایت سیمولیتور احتمالاً با حسی از حیرت مطلق همراه خواهد بود. لحظهای که برای اولین بار…

بخوانید...

وقتی برای اولین بار اسبم را در میان علفزارهای طلایی و جنگلهای خزه‌ای تسوشیما به حرکت درآوردم، نفس‌ام در سینه حبس شد. اینجا نه تنها یک بازی ویدیویی، که یک تابلو نقاشی متحرک از یک رؤیای ژاپنی بود. «شبح تسوشیما» از همان لحظات اول، شما را با زیبایی خیره‌کننده‌اش اسیر می‌کند، اما سؤال اصلی اینجاست: آیا زیر این پوسته درخشان، قلبی برای تپیدن وجود دارد؟ پس از گذراندن ساعات طولانی در نقش جین ساکای، سامورایی افتاده‌ای که برای نجات سرزمین مادری‌اش مجبور به شکستن قوانین شرف می‌شود، می‌توانم بگویم پاسخ مثبت است، اما با چند شرط مهم. داستان، یک تراژدی…

بخوانید...

بازی را تمام کردم و کنترلر را روی میز گذاشتم. سکوت اتاق بعد از آن همه غرش، فریاد و صدای خش خش علف‌های زیر پا، سنگین‌تر از هر چیزی بود که تجربه کرده بودم. «آخرین بازمانده از ما قسمت دوم» فقط یک دنباله نیست؛ یک تجربه تمام عیار است که شما را در مرکز یک طوفان احساسی قرار می‌دهد و بعد رهایتان می‌کند تا با قطعات به جا مانده از روح‌تان کنار بیایید. ناتی داگ این بار نه دنبال رضایت مخاطب، که در پی به چالش کشیدن عمیق‌ترین باورهای او درباره انتقام، بخشش و انسانیت است. داستان، پنج سال پس…

بخوانید...

گاهی یک بازی فقط یک بازی نیست؛ یک جهان است که باید در آن زندگی کرد، نفس کشید و گم شد. «Xenoblade Chronicles: Definitive Edition» دقیقاً چنین تجربه‌ای است. پس از سال‌ها، این شاهکار ژاپنی با ظاهری تازه و بهبودهایی حیاتی به سوئیچ آمده تا هم قدیمی‌ها را دوباره شیفته خود کند و هم نسل جدید را با یکی از عمیق‌ترین و وسیع‌ترین ماجراجویی‌های نقش‌آفرینی آشنا سازد. از همان لحظه‌ای که پای شولک را به دشت پهناور «گور پلین» می‌گذارید، بازی شما را در آغوش می‌گیرد. اینجا جهانی است که بر پیکر دو تیتان عظیم، بایونیس و مکونیس، بنا شده.…

بخوانید...

وقتی برای اولین بار از قطار زیرزمینی سکتور ۷ پیاده شدم و چشمانم به آن غول بتنی و دودآلود خیره شد، نفس در سینهام حبس شد. میدگار دیگر یک تصویر پیکسلی یا یک خاطره دور نبود. نفس میکشید، غر میزد و از هر منفذش بوی نفت و ناامیدی به مشام میرسید. این دقیقاً همان تجربهای بود که بیست و چند سال منتظرش بودم، اما «بازسازی فاینال فانتزی ۷» چیزی فراتر از یک بازآفرینی وفادارانه است. این یک بیانیه جسورانه، یک مکالمه صمیمی با گذشته و یک جهش بلندپروازانه به سمت آینده است که گاهی در میانه راه، زیر وزن آرزوهایش…

بخوانید...

وقتی برای اولین بار در آپارتمان متروک جیل والنتین به هوش میآیید، اولین چیزی که توجهتان را جلب میکند سکوت سنگین و بوی کهنگی است. این سکوت، اما، فریبنده است. ریکان سیتی در بیرون پنجره در حال بلعیده شدن است و شما در آستانه یک فرار دیوانهوار قرار دارید. ریمیک Resident Evil 3، برخلاف نسخه دوم که بیشتر شبیه یک معمای پیچیده در یک ایستگاه پلیس بود، از همان ثانیههای اول شما را در یک مسابقه مرگبار برای بقا میاندازد. اینجا خبری از گشتوگذار آرام و جمعآوری پازل نیست؛ اینجا یک تعقیب و گریز تمامعیار است که نفس را در…

بخوانید...

وقتی برای اولین بار کفش‌های آهنی اسلیر را به پا کردم و خودم را در میان ویرانه‌های آسمان‌خراش‌های شعله‌ور و آسمان خونین زمین یافتم، یک چیز بلافاصله روشن شد: این یک بازی معمولی نیست. این یک بیانیه است. یک فریاد خشمگین در گوش صنعتی که گاهی اوقات فراموش می‌کند بازی‌ها باید در درجه اول «بازی» باشند. DOOM Eternal نه تنها دنباله‌ای برای DOOM 2016 است، بلکه یک تکامل خشن، بی‌رحم و فوق‌العاده هوشمندانه از فرمولی است که چهار سال پیش همه را شوکه کرد. اینجا دیگر خبری از قدم زدن آرام در راهروهای مریخ یا جهنم نیست؛ این یک حمله…

بخوانید...

وقتی برای اولین بار هواپیمای دودو ایرلاینز روی جزیره‌ی خالی فرود آمد و چشمانداز نخل‌های سر به فلک کشیده و شن‌های طلایی زیر نور خورشید را دیدم، یک حس عجیب از مالکیت و مسئولیت در وجودم ریشه دواند. اینجا دیگر یک روستای از پیش ساخته شده نبود؛ اینجا یک تکه خاک بکر بود که قرار بود با دستان من و با کمک چند همسایه حیوان دوست، به یک بهشت شخصی تبدیل شود. «Animal Crossing: New Horizons» بیش از آنکه یک بازی ویدئویی باشد، یک آزمایش اجتماعی شیرین و یک بوم نقاشی بی‌نهایت است که در آن زمان واقعی، جریان آرام…

بخوانید...

بوی کهنگی فلز و روغن سوخته، صدای خشدار موتورهای غول‌پیکر و منظره‌ای از ویرانه‌های ستاره‌ای که روزی نماد شکوه بودند. این اولین تصویری است که «استار وارز جدی: فالن اوردر» در ذهن شما حک می‌کند؛ یک شروع سینمایی و نفس‌گیر که قول یک ماجراجویی شخصی و عمیق را می‌دهد. در نقش کال کستیس، یک پادوان سابق که در سایه‌ها پنهان شده، قدم به دنیایی می‌گذارید که نفس‌هایش از ترس می‌لرزد. اما آیا این سفر، ارزش بیرون کشیدن شمشیر نورانی را دارد؟ **داستان: زخم‌هایی که التیام نیافته‌اند** داستان بازی در یکی از تاریک‌ترین دوره‌های کهکشان می‌گذرد: پس از فرمان ۶۶ و…

بخوانید...

گاهی یک بازی، فقط یک بازی نیست. یک آزمایش است، یک بیانیه، یک تجربه‌ی عمداً ناراحت‌کننده که شما را وادار می‌کند در مورد مفاهیمی فراتر از دکمه‌ها و دسته‌بندی‌ها فکر کنید. «دث استرندینگ» دقیقاً چنین چیزی است: یک شاهکار ناقص، یک سفر نفس‌گیر که گاهی اوقات آنقدر درگیر جزئیات سفر می‌شود که از مقصد غافل می‌ماند. پس از گذراندن ده‌ها ساعت در نقش «سَم پورتر بریجز»، باربری که وظیفه‌اش اتصال تکه‌های پراکنده‌ی آمریکای پسا-فاجعه است، باید بگویم این یکی از عجیب‌ترین، جاه‌طلبانه‌ترین و در عین حال خسته‌کننده‌ترین بازی‌هایی است که تا به حال تجربه کرده‌ام. داستان از آنجا شروع می‌شود…

بخوانید...