نویسنده: admin

وقتی برای اولین بار پدال گاز را در مکزیک خیالی و رنگارنگ فورزا هورایزن ۵ فشار دادم، احساسی شبیه به باز کردن درب یک کارخانه شکلات سازی به من دست داد. همه چیز درخشان، وسوسه‌انگیز و کمی ترسناک از فرط فراوانی بود. پلی‌گروند گیمز این بار نه تنها استانداردهای خود را بالا برده، بلکه به نظر می‌رسد قصد داشته تمام مفهوم یک بازی مسابقه‌ای جهان‌باز را دوباره تعریف کند. اما آیا این کیک پر از خامه، در نهایت شیرین است یا کمی هم شکرپاش رویش ریخته‌اند؟ بیایید از نقشه شروع کنیم، چون قلب تپنده هر تجربه هورایزن همینجاست. مکزیک در…

بخوانید...

گاهی اوقات یک بازی آنقدر در اجرای اصولی خود استادانه عمل می‌کند که به جای نوآوری انقلابی، یک تجربه‌ی بی‌نقص و سرگرم‌کننده ارائه می‌دهد. «Ratchet & Clank: Rift Apart» دقیقاً چنین اثری است. پس از ساعتها پرواز میان ابعاد، مبارزه با ربات‌های شرور و جمع‌آوری پیچ و مهره، می‌توانم با اطمینان بگویم که این عنوان، نه یک انقلاب، بلکه یک تکامل خیره‌کننده و احتمالاً بهترین نسخه از فرمولی است که این سری دوست‌داشتنی را برای دو دهه محبوب نگه داشته است. داستان از جایی آغاز می‌شود که رتچت و کلنک، قهرمانان کهنه‌کار کهکشان، در آستانه‌ی یافتن باقی نژاد گمشده‌ی لامبکس‌ها…

بخوانید...

To understand the new smart watched and other pro devices of recent focus, we should look to Silicon Valley and the quantified movement of the latest generation. Apple’s Watch records exercise, tracks our moves throughout the day, assesses the amount of time we are stood up and reminds us to get up and move around if we have been sat for too long – let’s not forget Tim Cook’s “sitting is the new factor” line. Diana saves Steve Trevor who has crashed on Themyscira. He warns her of the great war, World War I, raging across the globe. Wonder Woman…

بخوانید...

بوی خاک مرطوب، چوب پوسیده و ترسی کهن در هوای روستایی متروک پیچیده است. این اولین چیزی است که هنگام قدم گذاشتن در دنیای «Resident Evil Village» حس میکنید؛ یک وعدهی تاریک و جذاب از یک ماجراجویی وحشت بقا. بازیای که مانند یک کابوس زنده، شما را در دل یک افسانهی اروپایی گمشده رها میکند و انتظار دارد با چنگ و دندان برای بقای خود بجنگید. تجربهای که در نیمهی اول خود، تقریباً بینقص است و در نیمهی دوم، با شور و هیجانی دیوانهوار اما گاهی بیرویه، شما را تا خط پایان میبرد. داستان بار دیگر ما را به دنبال…

بخوانید...

سقوط سفینه بر روی سیاره‌ای ناشناخته، تنها آغاز یک کابوس است. بازگشت به نقطه صفر با هر مرگ، نه یک مکانیک بازی، که یک نفرین شخصی است. این حس، قلب تپنده «رترنال» است؛ تجربه‌ای که مرز بین لذت و رنج را محو می‌کند و شما را در حلقه‌ای بی‌پایان از مبارزه و کشف اسیر می‌کند. من ساعت‌های بسیاری را در اعماق تاریک و پر از وحشت «آتروپوس» گذرانده‌ام، و باید بگویم این سفر، یکی از به یاد ماندنی‌ترین و در عین حال خسته‌کننده‌ترین سفرهای بازی‌ای عمرم بوده است. از لحظه‌ای که سلین از میان آوار سفینه شکسته خود بیرون می‌خزد،…

بخوانید...

گاهی یک بازی مثل یک جلسه‌ی مشاوره‌ی غیرمنتظره است؛ نه با کاناپه‌های چرمی و یادداشت‌برداری، بلکه با پرتاب میخ به دیوار و پرواز با هواپیمای مقوایی. «It Takes Two» دقیقاً چنین تجربه‌ای است: سفری دیوانه‌وار و عمیقاً خلاقانه که نه تنها دو شخصیت، بلکه دو بازیکن را به هم گره می‌زند و از آنها می‌خواهد برای پیشروی، واقعاً با هم همکاری کنند. داستان از جایی شروع می‌شود که کدی و می، زوجی در آستانه طلاق، بر اثر اشک‌های دخترشان به عروسک‌های چوبی بدل می‌شوند. کتاب عجیب «دکتر حکیم»—که بیشتر شبیه یک مجری مسابقه‌ی تلویزیونی افراطی است تا یک درمانگر—آنها را…

بخوانید...

گاهی یک بازی فقط یک بازی نیست، یک سفر است به قلب چیزی که کودکی‌مان را ساخت. تجربه‌ای که «سوپر ماریو ۳دی ورلد + خشم باوزر» ارائه می‌دهد، دقیقاً همین حس را دارد: یک بسته‌بندی دوگانه که هم نوستالژی را با ظرافت می‌نوازد و هم جرقه‌ای از آینده سری محبوب را روشن می‌کند. من ساعت‌ها در این دو جهان رنگارنگ غرق شدم و حالا می‌خواهم تجربه دست اولم را با شما به اشتراک بگذارم. بیایید اول از «سوپر ماریو ۳دی ورلد» شروع کنیم، گنجینه‌ای که بسیاری از مالکان وی‌یو آن را درک نکردند. این بازی مثل یک کتاب مصور تعاملی…

بخوانید...

پرده آخر نمایشی که سهگانه «جهان ترور» را به پایان میبرد، با نام «Hitman 3» آغاز میشود. من، به عنوان کسی که ساعتهای بیشماری را در نقش یک آدمکش اصلاحطلب با کت و شلوار و کراوات قرمز گذرانده، با ترکیبی از هیجان و اندوه به استقبال این فصل پایانی رفتم. آیا IO Interactive میتواند کاری کند که خداحافظی با ۴۷، به یادماندنی و بینقص باشد؟ پاسخ، مانند خود بازی، پر از فراز و نشیب و البته لحظات درخشان است. از همان لحظه اول که خود را در حال صعود از نمای بیرونی یک آسمانخراش سر به فلک کشیده در دبی…

بخوانید...

شهر شب، شهری که نفس‌هایش از دود و نئون است و قلبش از سیم و سیلیکون می‌تپد. قدم گذاشتن به نایت‌سیتی برای اولین بار، تجربه‌ای است که تا مدت‌ها در حافظه می‌ماند؛ غوغایی از نور، صدا و زندگی مصنوعی که از هر گوشه‌اش داستانی تلخ یا امیدی واهی به گوش می‌رسد. سایبرپانک ۲۰۷۷، پس از گذشت سال‌ها از آن آغاز پرآشوب، حالا به موجودی تکامل‌یافته‌تر تبدیل شده است. تجربه‌ای که مثل یک ایمپلنت مغزی پیشرفته است: گاهی دردناک و ناسازگار، اما وقتی جریان می‌افتد، توانایی‌هایی فراتر از تصور به تو می‌بخشد. سفر من با وی، قهرمان قابل سفارشی‌سازی بازی، از…

بخوانید...

گاهی یک بازی آنقدر در اجرای ایده‌اش ماهرانه عمل می‌کند که شما را مجبور می‌سازد تعریف سنتی از یک ژانر را بازنویسی کنید. «هادس» از سوپرجاینت گیمز دقیقاً چنین اثری است. این بازی نه فقط یک روگلایت، بلکه یک شاهکار روایی است که مرگ را از یک شکست به یک پیشرفت دلچسب تبدیل می‌کند. من ده‌ها ساعت را در اعماق تارتاروس گذرانده‌ام، با هر بار خروج نافرجام، نه با ناامیدی، بلکه با اشتیاقی تازه به سالن اصلی بازگشته‌ام. این بازی یک تناقض زیبا را به تصویر می‌کشد: فرار از جهنم هرگز تا این حد لذتبخش نبوده است. صحنه‌آرایی و داستان‌سرایی…

بخوانید...