هوا پر از بوی گوگرد و صدای خرد شدن استخوان زیر چکمههای سنگین است. اینجا، در قلب تاریکی قرون وسطایی که با فناوری فضایی درآمیخته، «DOOM: The Dark Ages» آغاز میشود. تجربهای که نه دنبالهروی مستقیم «Eternal» است و نه تکرار فرمولهای گذشته. این یک تغییر جهت جسورانه و تا حدی خطرناک است؛ مثل این است که شوالیهای زرهپوش را به جای اسب، سوار بر یک تانک کنید. نتیجه؟ یک هیولای جدید که قلب تپنده سری را حفظ کرده، اما با ضربآهنگی کاملاً متفاوت میتپد.
از همان لحظات اول، تفاوت را زیر پاهایتان حس میکنید. آن چابکی دیوانهوار، پرش دوگانه و حرکت رقصمانند «Doom Slayer» در «Eternal» جای خود را به قدمهای سنگین، طنین دار و حس قدرت خالص دادهاند. اینجا شما یک نیروی ویرانگر متحرک هستید، یک قلعه متحرک. این تغییر برای کسانی که عاشق رقص مرگ با سرعت بالا بودند، میتواند شوک اولیه ایجاد کند. شخصاً هم در ساعات ابتدایی، مدام دکمه پرش را فشار میدادم و انتظار داشتیم از دستان غولپیکر یک Hell Knight بپرم، اما به جایش یاد گرفتم که سپرم را بالا بگیرم و ضربه او را مستقیماً به خودش برگردانم. و اینجا نقطه قوت اصلی بازی نهفته است: «سپر ارهای».
این سپر فقط یک وسیله دفاعی نیست؛ یک سلاح چندکاره و مرکز ثقل تمام استراتژیهای شماست. امکان مسدود کردن حملات، زمانبندی برای پاری و برگرداندن پروژهیلهای سبزرنگ به دشمن، لایه جدیدی از عمق تاکتیکی به درگیریها اضافه میکند. پرتاب آن مانند دیسک کاپیتان آمریکا برای درهم کوبیدن گروهی از دشمنان ضعیف، یا سوراخ کردن یک هیولای بزرگ و فلج کردن موقتی آن، لحظاتی هستند که لبخند رضایت بر لبان هر بازیکنی مینشاند. حرکت شارژ مانند نیز مانند قلاب تفنگ ساچمهای در نسخه قبل، برای بستن فاصله یا فرار از محاصره کاربرد دارد. این سیستم جدید، بازی را از یک شبیهساز دویدن و شلیک سریع، به یک رقص تاکتیکی بین دفاع، حمله و جابجایی تبدیل میکند. دیگر لازم نیست مثل یک نوازنده حرفهای کیبورد، در ثانیه بین پنج سلاح جابجا شوید. هر سلاح در جیب شما کاربرد خودش را دارد و میتواند برای هر دشمنی مرگبار باشد، البته اگر بدانید چطور از آن استفاده کنید.
صحنههای نبرد گسترده و نفسگیر هستند. گاهی احساس میکنید در وسط یک نبرد تمامعیار اپیک ایستادهاید، با صدها هیولا که از هر سو به شما هجوم میآورند. طراحی سطحها نیز این حس را تقویت میکند. قلعههای عظیم تکنو-مدیوال، چشماندازهای جهنمی شکافته شده با صخرههای عظیم و سفر به قلمرو کیهانی عجیب و غریب، تنوع بصری خیرهکنندهای ارائه میدهند. نورپردازی، به لطف رهگیری پرتو اجباری، نقشی فراتر از زیبایی دارد. سایههای عمیق در دل دالانهای قلعه، نور قرمز آتشین که از شکافهای زمین میجوشد و درخشش سوررئال قلمرو کیهانی، به غنای اتمسفر بازی کمک شایانی میکنند. بافتهای زرههای حکاکی شده، سنگهای خشن دیوارها و پوست چرممانند هیولاها، همگی با دقت بالایی اجرا شدهاند. البته این زیبایی قیمتی دارد و سختافزارهای قدیمیتر ممکن است برای حفظ نرخ فریم ثابت درگیر شوند.
در میان این همه خشونت، صداگذاری ستون فقرات تجربه است. صدای هر شلیک، از غرش رضایتبخش تفنگ ساچمهای گرفته تا خش خش خاص پرتاب سپر، با وزن و وضوح عالی طراحی شدهاند. فریادهای هیولاها، صدای خرد شدن استخوان زیر چکمهها و انفجارهای مهیب، فضای بازی را زنده و هر لحظه را پرتنش نگه میدارند. موسیقی متال سنگین نیز مانند همیشه حضور دارد و ضربان قلب این کشتار است، اما این بار گاهی اوقات با ملودیهای حماسی قرون وسطایی درهم میآمیزد که ترکیب جالبی را ایجاد میکند.
داستان، برای یک بازی دووم، به طرز قابل توجهی برجسته است. ما به گذشتههای دور سفر میکنیم، به دورانی که «Slayer» هنوز اسطوره نشده و تحت فرمان «Maykr»هاست. این پیشدرآمد، فرصتی است برای غنیتر کردن اساطیر این جهان. حضور همراهان انسانی و درگیریهای سیاسی بین فرقهها، برای اولین بار به شما این حس را میدهد که بخشی از یک جنگ بزرگتر هستید، نه صرفاً یک نیروی تکنفره نابودگر. با این حال، عمق شخصیتپردازی هنوز در حدی نیست که بتوان آن را نقطه قوت اصلی دانست. بیشتر شبیه یک بستر جذاب برای توجیه سفر شما از یک میدان نبرد اپیک به میدانی دیگر است.
بازی سعی کرده با بخشهای متفاوتی مانند کنترل مک (ربات غولپیکر) و پرواز بر روی اژدها، تنوع ایجاد کند. این بخشها از نظر بصری خیرهکننده و از لحاظ حس و حال، کاملاً احمقانه و دوستداشتنی هستند (بله، اژدها دارای موتور جت و مسلسل است!). اما از نظر عمق مکانیکی، نسبت به بخش اصلی بازی بسیار ساده و خطی هستند و بیشتر به عنوان یک استراحت کوتاه عمل میکنند.
در نهایت، «DOOM: The Dark Ages» یک موفقیت جسورانه است. این بازی سعی نکرده کپی برابر اصل «Eternal» باشد. در عوض، ریسک کرد، فرمول را تغییر داد و هویت سنگینتر، تاکتیکیتر و groundedتری برای خود ساخت. ممکن است سرعت دیوانهوار و حرکت آکروباتیک قبلی را از دست بدهید، اما در عوض، لذت یک نبرد تمامعیار استراتژیک، حس قدرت خالص یک تانک انسانی و رضایت ناشی از مهارت در استفاده از یک سیستم مبارزه عمیق را به دست میآورید. این بازی برای کسانی که از پیچیدگی اجباری و نیاز به عکسالعمل فوقالعاده سریع در «Eternal» خسته شده بودند، یک نعمت است. برای دیگران، ممکن است نیاز به یک دوره تطبیق داشته باشد. اما وقتی در وسط یک میدان، سپر را به سوی یک گروه از دشمنان پرتاب میکنید، سپس با یک حرکت شارژ به سمت یک Hell Knight میروید، ضربه او را پاری کرده و با یک شاتگان سرش را متلاشی میکنید، تنها یک کلمه به ذهنتان میرسد: اپیک.
DOOM: The Dark Ages
یک تغییر جهت جسورانه و موفق که با سنگینتر کردن نبرد، هویتی تازه و عمیقاً رضایتبخش به این اسطوره شوتر میبخشد.
نکات مثبت
- سیستم مبارزه عمیق و رضایتبخش با تمرکز بر سپر ارهای
- صحنههای نبرد اپیک و گسترده با تعداد بسیار زیاد دشمن
- تنوع سطح بالا و اتمسفر غنی در محیطهای تکنو-مدیوال و کیهانی
نکات منفی
- حذف تحرک بسیار بالا و پرش دوگانه ممکن است برای هواداران Eternal ناخوشایند باشد
- بخشهای مک و اژدها از نظر گیمپلی ساده و کمعمق هستند
- نیاز سختافزاری نسبتاً بالا به دلیل استفاده اجباری از رهگیری پرتو
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک




