فضا، آن سکوت سنگین و پر از ستاره، همیشه برای من جذابیتی مرموز داشته. تصور پرواز میان سیارات و کشف ناشناختهها، رویایی بود که حالا در قالب یک بازی ویدیویی به نام «استارفیلد» تجربه میکنم. بتزدا این بار نه به سرزمینهای فانتزی یا ویرانههای پساآخرالزمانی، که به پهنه بیکران کیهان چشم دوخته. پس از دهها ساعت سفر در «سیستمهای اسکانیافته»، باید بگویم این سفر، یک ماجراجویی عظیم با لحظاتی نفسگیر و همچنین چالشهایی است که گاهی از عمق فضا هم سردرگمکنندهترند.
اولین برخورد با استارفیلد، مانند قدم گذاشتن در یک موزه عظیم علوم فضایی است. جزئیات بصری، از نورپردازی داخل ایستگاههای فضایی گرفته تا بافت سنگهای یک ماه خاکستری، با دقتی تحسینبرانگیز پرداخته شدهاند. شهرهایی مانند نیو آتلانتیس با آن معماری آیندهنگر و درختان عظیم، یا نئون با نورهای نئون و خیابانهای خیس از باران، هر کدام هویت بصری متمایز و غنیای دارند که ساعتها شما را به گشتوگذار وا میدارد. با این حال، این زیباییها گاهی با افت فریمهای ناگهانی در مناطق شلوغ یا پاپآپ برخی بافتها در فاصلههای دور، خدشهدار میشوند. اما در کل، جهان استارفیلد یک دستاورد فنی چشمگیر است که حس مقیاس و عظمت فضا را به خوبی منتقل میکند.
اما یک بازی بتزدا تنها با ظاهر خوب زنده نمیماند؛ قلب آن در گیمپلی و داستانسرایی است. در اینجا با یک پارادوکس جالب روبرو میشویم: استارفیلد هم فوقالعاده گسترده است و هم میتواند به طرز عجیبی محدود احساس شود. از یک سو، آزادی انتخاب حیرتآور است. میتوانید یک کاوشگر صلحطلب باشید، یک قاچاقچی زیرک، یا یک شکارچی جایزه بیرحم. مأموریتهای فرعی، به ویژه آنهایی که مربوط به گروههای بزرگ مانند «ناوگان کریمسون» یا «ریوجین» هستند، اغلب داستانهایی عمیق و چندلایه با انتخابهای معنادار ارائه میدهند. لحظهای که برای اولین بار یک کشتی دشمن را تسخیر میکنید و با تیمی از همراهانتان آن را از چنگال دزدان فضایی میربایید، یا زمانی که در یک مهمانی مجلل در نئون، با استفاده از مهارتهای گفتگو و استتار، اسناد محرمانه را به دست میآورید، بینظیر و کاملاً در خور یک شبیهساز غرقشدگی است.
با این حال، مکانیک سفر فضایی بزرگترین نقطه ضعف این حس غرقشدگی است. انتظار دارید که سفر بین ستارهها یک تجربه یکپارچه باشد، اما در عمل، بیشتر شبیه پرش از میان یک سری صفحه بارگذاری است. شما عمدتاً از طریق منو و فستترول جابهجا میشوید. انیمیشنهای پرتاب و فرود زیبا هستند، اما این احساس که واقعاً کنترل سفینه خود را در دل کهکشان دارید، اغلب کمرنگ است. این طراحی، حس کشف ارگانیک موجود در بازیهای قبلی بتزدا را تضعیف میکند. شما به جای گم شدن در یک نقشه باز یکپارچه، بین «نقاط علاقه» مجزا پرش میکنید.
نکته آزاردهنده دیگر، فقدان کامل نقشه در شهرهاست. در شهری به عظمت نیو آتلانتیس، یافتن یک فروشگاه خاص میتواند به یک سفر اکتشافی پر از سردرگمی تبدیل شود. این طراحی عمدی ممکن است قصد داشته باشد بازیکن را به کندوکاو وادارد، اما در نهایت فقط به اتلاف وقت و ایجاد حس ناامیدی منجر میشود. مدیریت مخزن نیز، با وجود حجم زیاد لوootی که جمع میکنید، به طرز عجیبی دستوپا گیر است. رابط کاربری انتقال آیتمها بین شخصیت، همراهان و کشتی، غیرکاربردی و کند احساس میشود.
صداسازی و موسیقی اما، یکی از ستونهای قوی استارفیلد است. صداهای محیطی، از وزوز دستگاههای یک آزمایشگاه متروک تا سکوت سنگین یک سیاره یخی، با دقت بالایی طراحی شدهاند. اثرات صوتی سلاحها رضایتبخش و متمایز هستند. موسیقی اینون زور نیز، گاه حماسی و گاه آرامشبخش، همراه خوبی برای سفرهای فضایی شماست. اما آنچه واقعاً برجسته است، بازی صداپیشگان است. دیالوگها با باورپذیری و احساس ادا شدهاند و شخصیتهای همراهی مانند سارا یا سم، تنها پیامرسانان مأموریت نیستند، بلکه شخصیتهایی با گذشته و انگیزههای خود هستند که مکالمات با آنها اغلب جذاب است.
داستان اصلی حول محور کشف «مصنوعات» مرموزی میچرخد که رازهایی بزرگ درباره ماهیت کیهان در خود دارند. این داستان در نیمه دوم قدرت میگیرد و به مفاهیم فلسفی جالبی میپردازد، اما مسیر رسیدن به آن گاهی با تکرار همراه است. یکی از بخشهای میانی داستان، شما را مجبور به بازدید مکرر از سازههای باستانی مشابه میکند که میتوانست با تنوع پازلها و طراحیهای محیطی، جذابتر باشد.
با وجود تمام این نکات، جادوی استارفیلد در لحظات کوچک و شخصی آن نهفته است. ساعتی که صرف طراحی و ساخت یک کشتی فضایی کاملاً منحصربهفرد میکنید، یک سیستم عمیق و فوقالعاده رضایتبخش است. یا زمانی که بر روی یک سیاره بیگانه غروب خورشید سهگانه را تماشا میکنید، در حالی که طوفان شنی در افق در جریان است. استارفیلد شاید در ایجاد یکپارچگی در سفر فضایی کمبیاورد، اما در ساختن دنیایی که میتوانید در آن زندگی کنید، تقریباً بینظیر است. این بازی برای کسانی که عاشق گم شدن در دنیاهای گسترده، کشف داستانهای فرعی پرجزئیات و ساختن داستان ماجراجویی خودشان هستند، یک گنجینه است. برای کسانی که به دنبال یک تجربه خطی فشرده یا پرواز فضایی کاملاً شبیهسازیشده میگردند، ممکن است با کندی اولیه و برخی طراحیهای بحثبرانگیز آن کلنجار بروند.
در نهایت، استارفیلد مانند یک سیاره غولپیکر با منظرههای خیرهکننده و درههای عمیق است. نقاط قوت آن آنقدر درخشان هستند که میتوانند بر بسیاری از کاستیها سایه بیندازند. این یک گام بلند و جاهطلبانه به سوی ستارههاست که اگرچه گاهی در میانه راه نفسنفس میزند، اما هرگز از حرکت باز نمیایستد.
Starfield
استارفیلد یک کهکشان وسیع و زیبا با نقاط درخشان خیرهکننده است، اگرچه سفر در آن گاهی با مکثهای ناخواسته همراه میشود.
نکات مثبت
- جهانسازی عمیق و شهرهای با هویت منحصربهفرد
- سیستم ساخت و سفارشیسازی کشتی فضایی فوقالعاده غنی و رضایتبخش
- مأموریتهای فرعی با داستانپردازی قوی و انتخابهای معنادار
- صداسازی و بازی صداپیشگان در سطحی عالی
نکات منفی
- مکانیک سفر فضایی گسسته و وابسته بیش از حد به فستترول و منو
- فقدان نقشه در شهرهای بزرگ که به سردرگمی منجر میشود
- مدیریت مخزن و رابط کاربری انتقال آیتمها دستوپا گیر و غیرکاربردی
- آغاز کند بازی و رولآوت آهسته برخی مکانیکهای اصلی
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک




