وقتی برای اولین بار موتور گرن توریزمو ۷ را روشن کردم، چیزی که مرا در خود غرق کرد، نه صدای اگزوزهای خروشان، که سکوت سنگین انتظار بود. انتظار برای بازگشت یک غول. پس از سالها، پلیفونی دیجیتال بار دیگر میخواهد تعریف کند که «شبیهساز رانندگی واقعی» چیست. آیا این بازگشت، یک پیروزی باشکوه است یا فقط نوستالژی را در قالبی زیبا بستهبندی کرده؟ پس از ساعتها رانندگی در مسیرهای آشنا و جدید، باید بگویم پاسخ چیزی میان این دو است؛ تجربهای عمیقاً رضایتبخش که گاهگاهی روی دستاندازهای عجیب میلغزد.
قلب تپنده این تجربه، بدون شک «کافه گرن توریزمو» است. این مکان گرم و چوبی، که گویی بوی قهوه و روغن موتور قدیمی را میتوان از صفحه نمایش استشمام کرد، بیش از یک مرکز پیشرفت، یک معبد برای عاشقان خودرو است. لوکا، صاحب کافه، به جای اینکه یک مربی خشک و رسمی باشد، یک راهنمای مشتاق است که «کتابهای منو» را به شما میدهد. این کتابها، که معمولاً جمعآوری سه خودرو از یک رده خاص را هدف قرار میدهند، ساختاری ظریف به پیشرفت شما میبخشند. در نگاه اول، نگران شدم که مبادا این سیستم، بازی را بیش از حد خطی و دستوری کند. اما به زودی متوجه شدم که این چارچوب، در واقع یک هدایتگر زیرکانه است که مرا با تاریخچه، فلسفه طراحی و روح هر خودرو آشنا میسازد. خواندن درباره داستان پشت یک نیسان اسکایلاین جیتی-آر یا یک فولکس واگن بیتل کلاسیک، و سپس بیرون آوردن آنها از گاراژ و احساس کردن تفاوتهایشان در آسفالت، لذتی است که مدتها در بازیهای رانندگی کمبودش را حس میکردم. اینجا، خودروها فقط مجموعهای از آمار و ارقام نیستند؛ آنها شخصیت دارند.

و چه شخصیتهایی! بخش بصری گرن توریزمو ۷، به سادگی خیرهکننده است. روی پلیاستیشن ۵، این بازی یک شاهکار فنی است. نورپردازی، قهرمان بیادعای این نمایش است. عبور از سایه ابری که روی پیست اسپا میافتد، یا تماشای غروب آفتاب در کوهستان تریال که رنگها را به عسلی گرم تبدیل میکند، تجربهای تقریباً شاعرانه است. جزئیات روی بدنه خودروها، انعکاس نور روی رنگهای متالیک، و حتی بافت داخلی فرمان و صندلیها، با وسواسی بیمارگونه طراحی شدهاند. حالت «اولویت رهگیری پرتو» اگرچه فقط در صحنههای غیرتعاملی فعال است، اما بازپخشها و صحنههای نمایش را به کلیپهایی سینمایی تبدیل میکند. عملکرد نیز به طور کلی بینقص است و در اکثر مواقع نرخ فریم ثابت و روانی را ارائه میدهد.
اما یک بازی رانندگی فقط با دیدن پیش نمیرود، باید احساس شود. اینجاست که طراحی صدا و کنترلر دوسنس پلیاستیشن ۵ وارد میشوند. صدای موتور هر خودرو منحصر به فرد و با جزئیات ضبط شده است. از غرش کمفرکانس یک موتور وی۸ آمریکایی تا زوزه بالای یک خودروی مسابقهای با گیربکس دندهصاف، همه چیز در جای خود قرار دارد. اما آنچه مرا بیشتر تحت تأثیر قرار داد، صداهای محیطی بود: پژواک صدا در زیر یک پل بتنی، خشخش ملایم لاستیک روی آسفالت مرطوب، یا حتی صدای برخورد قطرات باران با شیشه جلو. این لایههای صوتی، حس حضور در محل را کامل میکنند. از سوی دیگر، فیدبک لمسی دوسنس یک معجزه کوچک است. مقاومت تدریجی در ماشین ترمز هنگام ورود به یک پیست سریع، لرزش متفاوت هنگام عبور از روی خطکشیها یا خاکهای کنار مسیر، و ارتعاش موتور که از دستهها به کف دست منتقل میشود، همه به غریزه رانندگی شما تبدیل میشوند. کنترل با دسته، هرگز تا این حد شهودی و لذتبخش نبوده است.

با این حال، وقتی نوبت به هسته اصلی هر بازی رانندگی یعنی مسابقه دادن میرسد، گرن توریزمو ۷ روی دستانداز میخورد. هوش مصنوعی رقبا، به طرز غمانگیزی ابتدایی است. حتی در سختترین سطح، آنها بیشتر شبیه موانع متحرک هستند تا رقبای واقعی. اکثر مسابقات با شروع از انتهای گروه برگزار میشوند و هدف شما نه رقابت، که فقط سبقت گرفتن از همه قبل از پایان دورهاست. این طراحی کهنه، تنشی را که باید در یک مسابقه واقعی وجود داشته باشد، از بین میبرد. دیدن یک دیلورین قدیمی و کمقدرت که از یک شورلت کوروت جدید پیشی میگیرد، فقط به خاطر اینکه ترتیب شروع تصادفی است، نه تنها غیرواقعی، بلکه ضد آموزشی است. بازی سعی میکند با داستان و تاریخچه به شما بگوید که یک خودرو چقدر خاص است، اما سپس در عمل، آن را پشت فرمان یک راننده مصنوعی بیعرضه قرار میدهد. این تناقض، بزرگترین لکه روی این تجربه درخشان است.

پیشرفت در بازی نیز میتواند به کندی پیش برود. سیستم اقتصادی بازی به گونهای تنظیم شده که خرید خودروهای افسانهای و گرانقیمت را به یک تلاش طولانی مدت تبدیل میکند. در حالی که من از حس دستاورد ناشی از پسانداز برای یک خودروی رویایی استقبال میکنم، حضور همیشگی گزینه خرید اعتبار با پول واقعی در منوها، مانند یک یادآوری ناخوشایند است که سایه سودگرایی را روی این جهان زیبا میاندازد. این احساس که پیشرفت مصنوعی کند شده تا گزینه میکروترنزکشن جذابتر به نظر برسد، هر از گاهی لذت جمعآوری را تحت الشعاع قرار میدهد.
با این وجود، وقتی از این موانع عبور کنید، دنیایی از عمق و جزئیات در انتظار شماست. بخش تنظیم و شخصیسازی خودروها بینظیر است. از خرید قطعات ریز و درشت برای بهبود عملکرد گرفته تا اعمال کیتهای بدنه عریض و طراحی لیوریهای پیچیده در ویرایشگر، میتوانید ساعتها بدون حتی شرکت در یک مسابقه، مشغول باشید. حالت عکاسی «اسکیپس» با هزاران صحنه واقعی، یک استودیوی عکاسی کامل در اختیار شما میگذارد. بخش آنلاین «اسپورت» نیز برای کسانی که به رقابت جدی و تمیز علاقه دارند، زیرساختی قوی و مبتنی بر رتبهبندی ارائه میدهد.

در نهایت، گرن توریزمو ۷ مانند یک خودروی کلاسیک کاملاً بازسازی شده است. بدنهای درخشان، موتوری صیقل خورده، و تاریخچهای غنی دارد. رانندگی با آن در یک روز آفتابی، حس رضایتی عمیق میدهد. اما گاهی اوقات، میتوانید صدای تقههای کوچک در سیستم فرمان یا کهنگی طراحی داخلی برخی المانهای بازی را احساس کنید. این بازی یک عاشقانه زیبا و عمیقاً احساسی با فرهنگ خودرو است که گاهی اوقات توسط طراحیهای قدیمی و تصمیمهای تجاری بحثبرانگیز خود خراب میشود. برای کسی که عاشق خودروهاست، غرق شدن در این جهان تقریباً غیرممکن نیست. اما برای کسی که فقط به دنبال یک مسابقه سریع و پرتنش است، ممکن است صبرش زودتر از بنزین خودروهایش تمام شود.
Gran Turismo 7
یک عاشقانه خیرهکننده و عمیق با خودروها که گاهی توسط طراحیهای قدیمی و سایه سودگرایی لکهدار میشود.
نکات مثبت
- بخش بصری خیرهکننده و نورپردازی فوقالعاده به خصوص در پلیاستیشن ۵
- طراحی صدا و استفاده استادانه از فیدبک کنترلر دوسنس برای غنیتر کردن تجربه رانندگی
- عمق بینظیر شخصیسازی و تنظیم خودروها
- کافه گرن توریزمو و سیستم کتابهای منو که پیشرفت را معنادار و آموزشی میکنند
نکات منفی
- هوش مصنوعی ضعیف و غیررقابتی رقبا که تنش مسابقات را از بین میبرد
- سیستم اقتصادی کند و حضور پررنگ گزینههای میکروترنزکشن
- قفلگذاری بیش از حد محتوای آنلاین در پشت پیشرفت تکنفره
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک
