آلوی را به یاد میآورید؟ همان شکارچی موقرمز که در جهانی از فلز و برگ، با کمانی به بلندای آرزوهایش، در برابر ماشینهای غولپیکر میایستاد؟ بله، او بازگشته است. اما این بار، سفری که پیش رو دارد، نه تنها گستردهتر و عمیقتر است، بلکه گویی خود بازی نیز به بلوغی چشمگیر رسیده. «افق: غرب ممنوعه» ادامهای است که تقریباً در هر جنبهای بر بنیان محکم نسخه اول بنا شده و آن را به تجربهای غنیتر و پرشورتر تبدیل کرده است. از نخستین گامهایی که در میان شنهای روان صحرا یا زیر سایه درختان عظیم جنگلهای بارانی برمیدارید، این حس به شما القا میشود که وارد جهانی زنده، نفسکش و پر از اسرار شدهاید.
داستان بلافاصله پس از حوادث نسخه اول آغاز میشود. آلوی، اکنون به عنوان یک ناجی شناخته شده، با بار سنگین مسئولیتی روبروست که گویی تمام جهان بر دوش اوست. «فساد» در حال نابودی اکوسیستم است و تنها امید، یافتن پاسخی در سرزمینهای خطرناک و ناشناخته غرب است. اگرچه پرداختن به برخی مفاهیم علمی-تخیلی در ساعات اولیه ممکن است کمی سنگین و طولانی به نظر برسد، اما صبر کنید تا داستان به گردابی از توطئه، خیانت و کشمکشهای قبیلهای تبدیل شود. آنچه در این میان میدرخشد، تمرکز بازی بر شخصیتهایش است. آلوی دیگر آن شکارچی تنها و گوشهگیر نیست. او اکنون محاصره شده توسط افرادی که برخی دوست، برخی دشمن و برخی خاکستریتر از آن هستند که بتوان قضاوتشان کرد. همراهی با «وارل» یا مواجهه با شخصیتهای پیچیدهای مانند «رگالا» و «تیلدا»، به سفر او عمق عاطفی قابل توجهی میبخشد. اینجا دیگر فقط نجات جهان مطرح نیست، بلکه پذیرفتن کمک دیگران و درک مفهوم واقعی companionship است.

اما قلب تپنده این تجربه، همان چیزی است که از ابتدا انتظارش را داشتیم: نبرد با ماشینهای خارقالعاده. و باید بگویم، این قلب اکنون با قدرت بیشتری میتپد. تنوع ماشینها حیرتآور است. از «کلاباسترایدر»های پرخاشگر دایناسورمانند گرفته تا «تایدریپر»های عظیم الجثه که مانند هیولای دریایی از اعماق دریاچهها بیرون میجهند. هر کدام از این موجودات مکانیکی، نه فقط یک کیس هیتباکس متحرک، بلکه یک معمای متحرک هستند. مشاهده، تحلیل و سپس هدف قرار دادن نقاط ضعف آنها—چه جدا کردن سلاحهای مرگبارشان با تیرهای پارهکن و چه آغشته کردنشان به عناصر—حسی از رضایت ایجاد میکند که به ندرت تکراری میشود. افزودن سلاحهای جدید مانند «اسپایک ثروور» (پرتابگر نیزههای انفجاری) یا انواع جدید مهمات، جعبه ابزار آلوی را به طرز شگفتانگیزی گسترش داده و به شما اجازه میدهد سبک مبارزه خود را به شدت شخصیسازی کنید. سیستم درخت مهارت نیز بسیار گستردهتر شده و «والر سورج»ها—قدرتهای ویژه موقت—میتوانند در لحظات حساس، کاملاً میدان نبرد را به نفع شما تغییر دهند.

با این حال، بازی کامل نیست. یکی از بزرگترین نقاط ضعفش، که همچون خاری در چشم است، سیستم صعود و حرکت است. در عصری که بازیهای جهانباز به ما آزادی حرکت در هر جهتی را دادهاند، محدود شدن به دستگیرههای زردرنگ از پیش تعیینشده، حسابی قدیمی به نظر میرسد. بارها پیش آمد که در میانه یک نبرد فرارو، به دنبال یک دستگیره بر روی دیواری کوتاه بگردم، در حالی که منطق حکم میکرد آلوی باید به راحتی از آن بپرد. «پالکستر» (قلاب) نیز اگرچه ابزاری مفید برای حل پازلهاست، اما آن آزادی حرکت و سرعتی که از یک قلاب انتظار دارید را ارائه نمیدهد. خوشبختانه، یک وسیله نقلیه جدید در میانههای بازی معرفی میشود که بسیاری از این کاستیها در پیمایش جهان را جبران میکند—اما اعتراف میکنم رسیدن به آن نقطه نیاز به صبر دارد.
و حالا بگذارید درباره جهانی که در آن گم شدهام صحبت کنم. «غرب ممنوعه» بدون شک یکی از خیرهکنندهترین بازیهایی است که تا به حال دیدهام. این فقط در مورد رزولوشن بافتها یا شمارش پولیگانها نیست، بلکه در مورد هنر است. هنر خلق یک زیستبوم باورنکردنی. نورپردازی خورشید هنگام غروب که از میان شاخ و برگ جنگلهای انبوه میگذرد و سایههایی طلایی روی زمین میاندازد، مههای غلیظ درههای مرتفع، شنهای روان صحرا که زیر نور ماه میدرخشند—همه اینها با دقتی وسواسگونه خلق شدهاند. سکونتگاههای انسانها نیز به همان اندازه تحسینبرانگیزند. «پلینسونگ»، شهری که در میان بشقابهای ماهوارهای قدیمی و پوشیده از گیاه ساخته شده، یا آن مکان زیرزمینی اسرارآمیز که نورپردازیاش نفس را در سینه حبس میکند، تنها نمونههایی از نبوغ طراحی محیط این بازی هستند.

طراحی صدا نیز در همین سطح از کیفیت قرار دارد. غرش یک «ترمورتاسک» (ماموت مکانیکی) نه تنها بلند، بلکه عمیق و لرزان است و از طریق اسپیکرها یا هدفون خوب، میتوانید جهت حرکتش را تشخیص دهید. خشخش حرکت در میان علفهای بلند، صدای تیر کمان که از کشیده شدن تا رها شدن تغییر میکند، همه با وضوحی مثالزدنی ارائه شدهاند. موسیقی متن نیز وظیفه خود را به خوبی انجام میدهد و در لحظات دراماتیک اوج میگیرد و در زمان کاوش آرام و خلسهآور میشود، اگرچه شخصاً طراحی صدا را در ایجاد حس غوطهوری مؤثرتر میدانم.
یکی از بزرگترین پیشرفتهای بازی نسبت به نسخه اول، محتوای جانبی آن است. دیگر با یک سری کوئستهای تکراری «سه عدد از این را برایم بیاور» روبرو نیستیم. بسیاری از مأموریتهای فرعی داستانهایی جذاب، با شخصیتهای به یاد ماندنی و پایانی رضایتبخش دارند. آنها به جهان بازی غنا میبخشند، روابط آلوی را با همراهانش عمیقتر میکنند و اغلب پاداشهای ارزشمندی مانند سلاحهای منحصربهفرد ارائه میدهند. «ویرانههای آثار باستانی» پازلهایی هوشمندانه هستند و حتی بازی رومیزی «استرایک» میتواند ساعتها شما را سرگرم کند.

در نهایت، «افق: غرب ممنوعه» مانند یک کوهنوردی طولانی اما پاداشدهنده است. گاهی مسیر کمی ناهموار میشود (مانند صعود محدودکننده)، گاهی ممکن است در ابتدا بار اطلاعاتی سنگین به نظر برسد، اما وقتی به قله میرسید و منظره حیرتانگیز پیش رويتان را میبینید، همه آن دشواریها به چشم نمیآید. این بازی یک پیروزی تکنیکی و هنری است، اما مهمتر از آن، یک داستان سرایی قوی و یک سیستم مبارزه عمیق و لذتبخش را ارائه میدهد. برای کسانی که عاشق ماجراجویی در جهانهای وسیع، شکار هیولاهای غولپیکر و کشف اسرار یک تمدن فروریخته هستند، این بازی یک ضرورت مطلق است. آلوی یک بار دیگر ثابت میکند که چرا یکی از برجستهترین قهرمانان نسل ما است.
Horizon Forbidden West
یک سفر حماسی خیرهکننده که با وجود برخی محدودیتهای قدیمی در حرکت، در قلب خود یک سیستم مبارزه عمیق، داستانی گیرا و یکی از زیباترین جهانهای باز تاریخ بازیها را جای داده است.
نکات مثبت
- سیستم مبارزه عمیق، چالشبرانگیز و بسیار رضایتبخش با تنوع فوقالعاده ماشینها
- طراحی هنری و فنی خیرهکننده که یکی از زیباترین جهانهای باز بازیهای ویدیویی را خلق کرده
- مأموریتهای فرعی باکیفیت و بهیادماندنی که به غنای داستان و جهان میافزایند
- طراحی صدا و محیطصداگذاری عالی که حس غوطهوری را به حداکثر میرساند
نکات منفی
- سیستم صعود و حرکت محدود به دستگیرههای از پیش تعیینشده که در مقایسه با استانداردهای امروزی قدیمی به نظر میرسد
- پرداخت داستانی گاهی در بخشهای اولیه با انبوهی از اطلاعات علمی-تخیلی کند و سنگین میشود
- ابزار جدید «پالکستر» نتوانسته انتظارات برای آزادی عمل بیشتر در پیمایش را برآورده کند
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک
