بوی خاک مرطوب، چوب پوسیده و ترسی کهن در هوای روستایی متروک پیچیده است. این اولین چیزی است که هنگام قدم گذاشتن در دنیای «Resident Evil Village» حس میکنید؛ یک وعدهی تاریک و جذاب از یک ماجراجویی وحشت بقا. بازیای که مانند یک کابوس زنده، شما را در دل یک افسانهی اروپایی گمشده رها میکند و انتظار دارد با چنگ و دندان برای بقای خود بجنگید. تجربهای که در نیمهی اول خود، تقریباً بینقص است و در نیمهی دوم، با شور و هیجانی دیوانهوار اما گاهی بیرویه، شما را تا خط پایان میبرد.
داستان بار دیگر ما را به دنبال اتان وینترز میبرد، قهرمانی که انگار تقدیرش این است که از یک کابوس مستقیم به کابوسی دیگر پرتاب شود. این بار، پس از یک مقدمهی نفسگیر و شخصی، خود را در یک دهکدهی کوهستانی اسرارآمیز مییابیم که تحت سلطهی موجوداتی عجیب و یک مادر مرموز به نام میراندا است. هدف ساده است: نجات دخترش، رز. اما همانطور که در دنیای رزیدنت ایول مرسوم است، هیچ چیز آنقدرها که به نظر میرسد ساده نیست. روایت، اگرچه در برخی لحظات به سمت اغراق و درام بیش از حد متمایل میشود، اما به لطف شخصیتپردازی جذاب آنتاگونیستها و حس فوریت موجود در مأموریت اتان، تا انتها شما را درگیر خود نگه میدارد. داستان نه تنها دنبالهی مناسبی برای حوادث رزیدنت ایول ۷ است، بلکه با اعتماد به نفس، خود را به اسطورهشناسی گستردهتر این فرنچایز گره میزند.

اما قلب تپندهی این تجربه، گیمپلی آن است. دهکده به عنوان یک هاب مرکزی عمل میکند که به چهار منطقهی اصلی منشعب میشود: قلعهی دیمیترسکو، خانهی بناوینتو، کارخانهی مورو و مخزن ریزروآر. این ساختار شبیه به رزیدنت ایول ۴، حس پیشروی کنترلشده و کشف تدریجی را به بازیکن میدهد. هر منطقه یک شخصیت و مکانیک منحصربهفرد دارد. قلعه، یک کلاسیک بازطراحی شده با پازلهای هوشمند و تعقیب و گریزهای استرسزا است. خانهی بناوینتو، بدون شک یکی از بهیادماندنیترین و ترسناکترین سکانسهایی است که در یک بازی ترس و بقا در سالهای اخیر تجربه کردهام؛ جایی که سلاحهای شما بیفایده هستند و تنها چراغقوه و غریزهی بقایتان است که شما را از کابوسهایش نجات میدهد. این بخش، شاهکاری در طراحی وحشت روانشناختی است.

با این حال، همانطور که بازی پیش میرود، ترازو به آرامی از وحشت محض به سمت اکشن سنگین متمایل میشود. در مناطق بعدی، به ویژه کارخانهی مورو، شما دیگر آن مرد درمانده و کممخزن ابتدای بازی نیستید. زرادخانهی شما گسترده شده، دوکِ فروشنده دائماً در دسترس است و درگیریها بیشتر شبیه نبردهای تاکتیکی با گروهی از دشمنان میشوند. اگرچه این شلیکها رضایتبخش و دارای وزن مناسب هستند، اما آن حس آسیبپذیری و مدیریت منابع که نیمهی اول بازی را درخشان کرده بود، کمرنگ میشود. در ساعات پایانی، بازی گاهی چنان به سمت اکشن هجومی میرود که احساس میکنید در حال بازی کردن یک عنوان کال آف دیوتی با تم هیولایی هستید. این تغییر تن، اگرچه ممکن است برای برخی جذاب باشد، اما انسجام تجربهی اولیه را تا حدی خدشهدار میکند.

از لحاظ بصری، روستا یک شاهکار فنی است. جزئیات محیطها حیرتانگیز است: بافت چوبهای ترکخورده، بازتاب نور شمعها روی زرههای قدیمی، و مه غلیظی که دورنما را در بر میگیرد. سبک هنری به طور بینظیری در خدمت جو بازی قرار گرفته است. نورپردازی، به ویژه با قابلیت رهگیری پرتو، سایههای عمیق و حال و هوایی مرموز خلق میکند که نفس را در سینه حبس میکند. طراحی شخصیتها، به ویژه لیدی دیمیترسکو و دخترانش، آنقدر با جزئیات و بیانگر ساخته شدهاند که حضورشان از طریق صفحه نمایش هم سنگینی میکند. از نظر عملکرد نیز، بازی روی سختافزار مناسب، تجربهای روان و بیوقفه ارائه میدهد.
طراحی صدا نیز در همین سطح عالی قرار دارد. اینجا موسیقی کمتر نقش اصلی را بازی میکند و در عوض، فضاسازی به دوش صداهای محیطی گذاشته شده است: نالهی باد از میان شکافهای چوبی، صدای خشخش چیزی در گوشهای تاریک، و فریادهای دور هیولاها. هر شلیک تفنگ طنین قدرتمندی دارد و برخورد گلوله با بدن دشمنان رضایتبخش است. صداهای مکانیکی کارخانهی مورو به طور خاص، حس عذاب و صنعت بیمارگونهی آنجا را به خوبی منتقل میکنند.

در نهایت، «Resident Evil Village» مانند یک مهمانی شام پرزرق و برق اما با میزبانانی غیرقابل پیشبینی است. شما با پیشخدمتی مجلل (قلعه) و یک شوک روانی عمیق (خانه) پذیرایی میشوید، اما بعد نوبت به یک غذای اصلی پرادویه و کمی شلوغ (کارخانه) و یک دسر آتشین و پرهیاهو (پایان) میرسد. ممکن است ذائقهی همه با تمام این طعمها جور نباشد، اما به جرات میتوان گفت که هیچ کس از این ضیافت سیر بیرون نمیرود. این بازی برای کسانی که به دنبال یک تجربهی ترس و بقا با بخشهای بهیادماندنی قوی هستند، یک ضرورت است. برای علاقهمندان به اکشن خالصتر نیز بخشهای پایانی سرگرمکننده خواهد بود، حتی اگر آن حس اولیهی آسیبپذیری را تکرار نکند. «Resident Evil Village» ثابت میکند که این فرنچایز کهنه هنوز هم میتواند هم ما را بترساند و هم ما را حیرتزده کند.
Resident Evil Village
یک سفر هیجانانگیز و پرجزئیات به قلب تاریکی که اگرچه در میانهی راه کمی از مسیر منحرف میشود، اما خاطراتی ماندگار از ترس و تعلیق برایتان میسازد.
نکات مثبت
- تنوع خارقالعاده و بهیادماندنی در طراحی مناطق و مکانیکهای گیمپلی
- کیفیت بصری و نورپردازی استثنایی که کاملاً در خدمت جو تاریک بازی قرار دارد
- بخش خانهی بناوینتو به عنوان یک شاهکار مسلم در طراحی وحشت روانشناختی
نکات منفی
- تغییر جهت آشکار از وحشت به اکشن محض در نیمهی دوم، که انسجام تجربه را کاهش میدهد
- بعضی از مبارزههای نهایی و سکانسهای اکشن بیش از حد هجومی و شبیه به بازیهای شوتر میشوند
- حضور فروشنده (دوک) و سیستم آپگرید گاهی حس تنهایی و درماندگی اولیه را تضعیف میکند
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک
