گاهی یک بازی مثل یک جلسهی مشاورهی غیرمنتظره است؛ نه با کاناپههای چرمی و یادداشتبرداری، بلکه با پرتاب میخ به دیوار و پرواز با هواپیمای مقوایی. «It Takes Two» دقیقاً چنین تجربهای است: سفری دیوانهوار و عمیقاً خلاقانه که نه تنها دو شخصیت، بلکه دو بازیکن را به هم گره میزند و از آنها میخواهد برای پیشروی، واقعاً با هم همکاری کنند.
داستان از جایی شروع میشود که کدی و می، زوجی در آستانه طلاق، بر اثر اشکهای دخترشان به عروسکهای چوبی بدل میشوند. کتاب عجیب «دکتر حکیم»—که بیشتر شبیه یک مجری مسابقهی تلویزیونی افراطی است تا یک درمانگر—آنها را راهنمایی میکند تا با عبور از موانع خانه و باغ، هم رابطهشان را التیام بخشند و هم به بدنهای انسانی خود بازگردند. این چارچوب ساده، بهانهای است برای گشودن دروازهای به سوی یکی از خلاقانهترین جهانهای بازیسازی که در سالهای اخیر دیدهام.
بازیبازی این عنوان، ستون فقرات بینظیر آن است. هر فصل، یک مجموعه مکانیک کاملاً جدید و مخصوص به هر شخصیت معرفی میکند. در یک مرحله، کدی میخهایی پرتاب میکند که می میتواند با چکش خود به آنها قلاب کند و تاب بخورد. در مرحلهای دیگر، می با اسلحهی آبپاش خاک را مرطوب میکند و کدی میتواند در آن بذر بکارد و به شکل گیاهی بالارونده درآید. این ایدهها نه تنها برای حل پازلهای محیطی، که در نبردهای هیجانانگیز با باسها نیز به کار میآیند. تنوع حیرتآور است: از هدایت یک مداد غولپیکر روی یک نقاشی نقطهچین، تا درگیریای شمشیربازی در سبک ایزومتریک، و حتی پرواز با هواپیما در حالی که بازیکن دیگر روی بال با سنجابی مبارزه میکند. حس کنترل شخصیتها عالی است؛ پرش، دوپرش و حرکت در هوا دقیق و رضایتبخش است و این پایهی محکمی برای همهی دیوانگیهای روی آن فراهم میکند.
اما زیبایی واقعی در نحوهی گره خوردن این مکانیکها با مفهوم همکاری نهفته است. اینجا «کو-اپ» یک برچسب نیست، یک ضرورت مطلق است. شما بدون هماهنگی و ارتباط مداوم با همبازیتان پیش نمیروید. آن لحظات «آها» وقتی که هر دو همزمان راه حل یک پازل را میبینید، یا آن فریادهای هماهنگ «حالا!» در طی یک سکانس اکشن سریع، چیزی است که خاطرهسازی میکند. بازی با بخشیدن جان بینهایت و چکپوینتهای سخاوتمندانه، شما را به ریسک کردن و آزمایش تشویق میکند. دنیا مملو از تعاملات کوچک و بامزه است—پای کوبیدن روی پدال یک درام بزرگ یا برانداختن ردیفی از دومینو—که هیچ سود gameplayای ندارند، جز اینکه نشاط بازی را دوچندان میکنند.
از نظر بصری، بازی یک شاهکار سبک و اتمسفر است. هنر دیجیتال در خدمت تقویت حس کوچک بودن و شگفتی قرار گرفته. باغ به یک جنگل بارانی پر از خطر بدل میشود، گاراژ به یک شهر صنعتی پر از چرخدنده و ماشینآلات، و اتاق زیرشیروانی به یک قلمرو جادویی. نورپردازی، بافتها و طراحی محیط، این حس کودکانهی اکتشاف را به طور کامل منتقل میکنند. با این حال، در نسخهی سوئیچ، این زیبایی با هزینهای همراه است. کاهش کیفیت بافتها کاملاً محسوس است و در برخی سکانسها، نورپردازی که در پلتفرمهای دیگر راهنمای بازیکن است، اینجا غایب یا ناپایدار به نظر میرسد. همچنین بارگذاریهای میانی که در cutsceneها رخ میدهند، گاه جریان داستان را قطع میکنند.
طراحی صدا نیز قابل تحسین است. هر ضربهی چکش، هر جرینگ جرینگ میخ، و هر خشخش حرکت در میان برگها با وضوح و وزن مناسب پخش میشود. صداهای فضایی به خوبی کمک میکنند تا جهت صداها را تشخیص دهید. موسیقی متن گرچه به خوبی با حال و هوای مراحل هماهنگ است، اما در مقایسه با طراحی صدا، کمتر در خاطر میماند.
در مورد داستان و روایت، باید صادق بود. دکتر حکیم، به عنوان محرک داستان، میتواند برای بسیاری آزاردهنده باشد. شوخیهای اغراقآمیز و رفتار پرزرق و برق او گاه از لحن کلی بازی خارج میشود. با این حال، هستهی رابطهی کدی و می به خوبی پرداخته شده است. دیالوگهای آنها از حالت تخاصم اولیه به تدریج به سمت درک و همدلی حرکت میکند و بازی هوشمندانه این فرآیند عاطفی را در مکانیکهای خود میگنجاند—مثلاً استفاده از دو نیمهی یک آهنربا که یکدیگر را جذب میکنند. پایانبندی ممکن است برای برخی بیش از حد احساساتی به نظر برسد، اما سفر کلی، لمسکننده و صادقانه است.
یک نکتهی مهم: این بازی ذاتاً و فقط برای دو نفر طراحی شده است. اگر همبازی ثابت و مشتاقی ندارید، بخش عمدهی جادوی آن از دست میرود. همچنین، با وجود مکانیکهای متنوع، طول بازی (حدود ۱۰-۱۲ ساعت) ممکن است برای برخی زیاد احساس شود، به ویژه اگر برنامهریزی برای جلسات بازی منظم دشوار باشد.
در نهایت، «It Takes Two» یک دستاورد استثنایی در ژانر کو-اپ است. این بازی نه تنها نشان میدهد که همکاری میتواند چه عمق و لذتی به gameplay ببخشد، بلکه با جسارت تمام، مرزهای خلاقیت را در هر فصل جدید جابجا میکند. با وجود برخی کاستیها در نسخهی سوئیچ و شخصیت پردازی ضعیف یک راهنمای داستانی، تجربهی کلی آنقدر درخشان و منحصر به فرد است که هر علاقهمندی به بازیهای نوآورانه را مجبور به تجربهی آن میکند—البته به شرطی که دستی برای گرفتن داشته باشید.
It Takes Two
یک سفر کو-اپ درخشان و به یاد ماندنی که خلاقیت را فریاد میزند، اما فقط با دستی برای گرفتن کامل میشود.
نکات مثبت
- خلاقیت بیپایان و تنوع حیرتانگیز در مکانیکهای gameplay در هر فصل
- اجباری و عمیقاً رضایتبخش بودن مفهوم همکاری واقعی بین دو بازیکن
- طراحی محیط غنی، پر از تعاملات کوچک و شاد که حس اکتشاف را تقویت میکند
نکات منفی
- شخصیت دکتر حکیم میتواند آزاردهنده و از لحن بازی خارج باشد
- طول بازی ممکن است برای برنامهریزی منظم دو بازیکن بزرگسال چالشبرانگیز باشد
- نسخه سوئیچ با کاهش کیفیت بافتها و بارگذاریهای میانی اضافی همراه است
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک




