شهر شب، شهری که نفسهایش از دود و نئون است و قلبش از سیم و سیلیکون میتپد. قدم گذاشتن به نایتسیتی برای اولین بار، تجربهای است که تا مدتها در حافظه میماند؛ غوغایی از نور، صدا و زندگی مصنوعی که از هر گوشهاش داستانی تلخ یا امیدی واهی به گوش میرسد. سایبرپانک ۲۰۷۷، پس از گذشت سالها از آن آغاز پرآشوب، حالا به موجودی تکاملیافتهتر تبدیل شده است. تجربهای که مثل یک ایمپلنت مغزی پیشرفته است: گاهی دردناک و ناسازگار، اما وقتی جریان میافتد، تواناییهایی فراتر از تصور به تو میبخشد.
سفر من با وی، قهرمان قابل سفارشیسازی بازی، از یک سرقت به ظاهر ساده آغاز شد و به سرعت به یک مبارزه نابرابر برای بقا تبدیل شد. داستان اصلی، یک نوآر علمی-تخیلی کلاسیک است با طعمی از تراژدی شخصی. اما قلب واقعی روایت نه در خط داستانی اصلی، که در خیابانهای فرعی و کوچهپسکوچههای این شهر نهفته است. اینجا جایی است که بازی واقعاً میدرخشد. شخصیتهایی مثل جودی آلوارز، پانام پالمر و حتی ریور وارد، با نوشتاری عمیق و اجرای صداپیشگی درخشان، از صفحه نمایش بیرون میجهند و تبدیل به همراهانی میشوند که برای سرنوشتشان واقعاً نگران میشوی. رابطه وی با جانی سیلورهند (با بازی خیرهکننده کیانو ریوز) ستون فقرات عاطفی بازی است؛ کشمکشی دائمی بین دو روح در یک بدن که همکاری و خیانت را به زیبایی به تصویر میکشد.
اما نایتسیتی خودش قهرمان اصلی است. طراحی محیطی بازی یک شاهکار است. از آسمانخراشهای براق و پرزرقوبرق بخشهای مرفهنشین تا زاغههای تاریک و پرازدحام واتسون، هر منطقه هویت بصری و داستانی متمایزی دارد. بازی با نورپردازی بینظیرش حالوهوایی خلق میکند که بین رویا و کابوس در نوسان است. بافتها پرجزئیاتاند و ترافیک انبوه شهر، با وجود برخی رفتارهای عجیب هوش مصنوعی رانندگان، حس زندهبودن را القا میکند. صداگذاری محیطی نیز در حد کمال است. صدای وزوز نئونها، پچپچ جمعیت، موسیقی متنوعی که از مغازهها به گوش میرسد و انفجار خشنی که از یک درگیری در دوردست میآید، همگی با هم فضایی بینظیر میسازند. موسیقی متن بازی خوب است، اما طراحی صدا واقعاً ستاره است.
گیمپلی بازی مانند شهرش، لایهلایه و عمیق است. در ابتدا، وی ضعیف و آسیبپذیر است و درگیریها میتوانند چالشبرانگیز باشند. اما با کسب تجربه، پول و «خیابانکِرِد»، دنیایی از امکانات باز میشود. درختهای مهارت گسترده به تو اجازه میدهند تا وی را به یک نِترانر ترسناک تبدیل کنی که دشمنان را از راه دور و پشت دیوار مجبور به خودکشی میکند، یا یک سولجر سریعبا چاقوهای مانتیس که زمان را کند میکند و از دیوارها بالا میرود، یا حتی یک تانک زرهپوش با اسلحههای سنگین. این حس پیشرفت خارقالعاده است. لحظهای که از یک مبارزهجوی معمولی به یک ابرقدرت خیابانی تبدیل میشوی، یکی از رضایتبخشترین لحظات بازی است. مأموریتهای فرعی نیز به ندرت کارهای تکراری و بیروح هستند. هرکدام قصهای کوچک، شخصیتی جذاب یا معمایی برای حلکردن دارند. شکار سایبرسایکوها نمونه عالی این موضوع است؛ هرکدام داستان غمانگیز پشت پرده خود را روایت میکنند.
با این همه، نایتسیتی بیعیبونقص نیست. برخی از سیستمهای بازی انگار با هم صحبت نکردهاند. سیستم کرافتینگ، با وجود مفید بودن، احساس نیمهکاره و غیر直观 دارد. مدیریت آیتمها میتواند به سرعت به یک کار طاقتفرسا تبدیل شود، مخصوصاً در اوایل بازی که هر اسلحه یا ژاکت کهنهای را باید برای فروش برداری. منوی انتخاب کوئیکهکها در میانه جنگ، به طرز آزاردهندهای ناکارآمد است. همچنین، با وجود بهبودهای چشمگیر، هنوز هم گاهی باگهای عجیبوغریب ظاهر میشوند. یک بار ماشینم در هوا یخ زد، بار دیگر یک فروشنده در زمین فرو رفت. اینها تجربه را خراب نمیکنند، اما گاهی آن حس جادویی غوطهوری را میشکنند.
یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی، محتوای الحاقی «فانتوم لیبرتی» است. داستان جاسوسی آن، با بازی ایدریس البا، از نظر روایی حتی از خط داستانی اصلی هم فشردهتر و پرتعلیقتر است. منطقه داگتاون، با فضای نظامیشده و خطرناکش، تنوع خوشایندی به محیطهای بازی میافزاید و انتخابهای اخلاقی مبهم آن واقعاً آدم را به فکر فرو میبرد.
در نهایت، سایبرپانک ۲۰۷۷ مانند خود شهر نایتسیتی است: زیبا، خطرناک، بینظم و به طرز دیوانهواری جذاب. این بازی یک شبیهساز غرقشدن در یک دنیای آیندهنگر است که در آن، داستانهای شخصی کوچک گاهی از نبردهای بزرگ مهمتر به نظر میرسند. با وجود برخی ناهماهنگیهای مکانیکی و طراحیهای بحثبرانگیز، تجربه کلی چیزی است که مدتها پس از خاموش کردن کنسول، با تو میماند. این بازی برای کسانی است که عاشق گمشدن در دنیاهای غنی، ساختن شخصیتهای قدرتمند و دنبالکردن داستانهای انسانی در پس پرده فناوریهای پیشرفته هستند. اگر تحمل کمی بیترتیبی را دارید و میخواهید شهری را تجربه کنید که واقعاً نفس میکشد، این سفر ارزش ریسک کردن را دارد.
Cyberpunk 2077
یک شبیهساز غرقشدن خیرهکننده در یک دنیای آیندهنگر پرزرقوبرق و تلخ، با وجود برخی ناهماهنگیهای مکانیکی.
نکات مثبت
- طراحی محیطی و فضاسازی نایتسیتی که یک شاهکار مطلق است
- شخصیتپردازی عمیق و روایتهای فرعی به یاد ماندنی
- سیستم پیشرفت شخصیت و ساختِ بِیلدهای متنوع و رضایتبخش
- داستان الحاقی فانتوم لیبرتی با کیفیتی استثنایی
نکات منفی
- برخی سیستمهای مکانیکی (مانند کرافت و منوی هک) ناکارآمد و نیمهکاره احساس میشوند
- وجود باگهای تصادفی و عجیب که اگرچه مخرب نیستند، اما غوطهوری را میشکنند
- هوش مصنوعی دشمنان و شهروندان در برخی مواقع ساده و قابل پیشبینی است
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک



