وقتی برای اولین بار اسبم را در میان علفزارهای طلایی و جنگلهای خزهای تسوشیما به حرکت درآوردم، نفسام در سینه حبس شد. اینجا نه تنها یک بازی ویدیویی، که یک تابلو نقاشی متحرک از یک رؤیای ژاپنی بود. «شبح تسوشیما» از همان لحظات اول، شما را با زیبایی خیرهکنندهاش اسیر میکند، اما سؤال اصلی اینجاست: آیا زیر این پوسته درخشان، قلبی برای تپیدن وجود دارد؟ پس از گذراندن ساعات طولانی در نقش جین ساکای، سامورایی افتادهای که برای نجات سرزمین مادریاش مجبور به شکستن قوانین شرف میشود، میتوانم بگویم پاسخ مثبت است، اما با چند شرط مهم.
داستان، یک تراژدی شخصی است که بر بستر یک فاجعه تاریخی بنا شده. ما شاهد تحول جین از یک سامورایی متعصب به قانون بوشیدو، به یک جنگجوی زیرک و بیرحم هستیم. این کشمکش درونی، موتور محرکه اصلی روایت است و در تعاملات او با شخصیتهای فرعی مانند یونا، ماساکو و ایشیکاوا به خوبی منعکس میشود. هر یک از این شخصیتها داستان خود را دارند که اغلب تلخ و انعکاسی از خشونت جنگ است. اگرچه پایه داستان چندان بدیع نیست—یک داستان انتقام و هزینه آن—اما اجرای گرم و ملموس آن، همراه با صحنهپردازیهای سینمایی درخشان، شما را تا انتها همراه میکند. شخصیت خوتون خان، به عنوان آنتاگونیست، هوشمند و کاریزماتیک است و حضورش تنش را در سراسر بازی حفظ میکند.
اما قلب تپنده «شبح تسوشیما» در میدان نبرد میزند. سیستم مبارزه با شمشیر این بازی، یکی از رضایتبخشترین سیستمهایی است که در یک بازی جهانباز دیدهام. اینجا خبری از افزایش اعداد نامرئی و دشمنان اسفنج گلوله نیست. قدرت شما با مهارتهای جدید و تکنیکهایی که یاد میگیرید، افزایش مییابد. مکانیک «حالتهای شمشیر» ستون فقرات این سیستم است. شما باید دائماً بین حالت سنگ برای شمشیرزنان، حالت آب برای حریفان دارای سپر، و حالتهای دیگر جابهجا شوید. این کار، نبردهای گروهی را به یک رقص مرگ تاکتیکی تبدیل میکند که نیاز به شناسایی سریع تهدیدها و عکسالعمل مناسب دارد. لذت پار کردن یک ضربه با زمانبندی دقیق و سپس پاسخ کُشنده، هرگز کهنه نمیشود. مکانیک «دوئل» نیز یک افزوده باشکوه است. ایستادن در مقابل دشمن، دست بر دسته کاتانا، و منتظر لحظه مناسب برای ضربه زدن، حس یک صحنه از فیلمهای کوروساوا را به طور کامل منتقل میکند.
با این حال، بازی سعی دارد شما را به سمت سبک بازی «شبح» یا همان پنهانکاری سوق دهد و اینجا است که کمی میلنگد. بخش پنهانکاری بازی، در مقایسه با مبارزه رو در رو، ابتدایی و فاقد عمق است. هوش مصنوعی دشمنان در مواجهه با اختلال در پنهانکاری، اغلب مضحک عمل میکند. آنها به راحتی فراموش میکنند شما کجا بودید و پس از چند ثانیه جستجوی سطحی، به حالت عادی بازمیگردند. ابزارهای پنهانکاری نیز تنوع چندانی ندارند و بیشتر شبیه به انواع مختلفی از یک مکانیک تکراری هستند. این تضاد عجیب بین سیستم مبارزه عمیق و بخش پنهانکاری کمعمق، گاهی حس یک بازی دوپاره را ایجاد میکند.
جهان بازی، اما، شاهکاری بیچون و چراست. تسوشیما نه با نشانگرها و نقاط روی نقشه، که با نفسکشیدنش شما را راهنمایی میکند. باد در میان علفها میوزد و مسیر را نشان میدهد. پرندههای طلایی به سمت رازهای پنهان پرواز میکنند. دود در افق دیده میشود و شما را به سمت یک مأموریت یا یک درگیری میکشاند. این طراحی ارگانیک برای کشف جهان، لذتی ناب است و شما را تشویق میکند تا از مسیر اصلی منحرف شوید و در زیباییهای محیط غرق شوید. از حمامهای آب گرم برای تأمل تا نوشتن هایکو بر فراز صخرهها، این فعالیتهای فرعی به تقویت حس بودن در این جهان کمک میکنند.
از نظر بصری، بازی یک دستاورد خارقالعاده است. بازی با نورپردازی خیرهکننده، بافتهای غنی و ترکیببندیهای نقاشیگونه، در هر فریم یک تصویر زمینه میسازد. تغییر فصلها و شرایط آب و هوایی، بر زیبایی این منظره میافزاید. صدای محیط نیز به همان اندازه مهم است. خشخش علفها زیر پا، صدای زره در حین دویدن، و فریادهای دشمنان از دور، همه در ایجاد حس حضور نقش دارند. موسیقی متن نیز خوب است و با لحظات بازی هماهنگ میشود، اما در نهایت این سکوت سنگین و صداهای محیط هستند که بیشتر در خاطر میمانند.
با این وجود، «شبح تسوشیما» عاری از اشکال نیست. برخی مأموریتهای فرعی، به ویژه «داستانهای تسوشیما»، میتوانند تکراری شوند و ساختاری شبیه به هم داشته باشند. همچنین، با وجود زیبایی محیط، تنوع زیستی و جغرافیایی در بخشهای مختلف جزیره گاهی کافی به نظر نمیرسد. پس از آزادسازی مناطق مختلف، محتوای پس از پایان داستان اصلی محدود است و انگیزه کمی برای ادامه بازی باقی میگذارد.
در نهایت، «شبح تسوشیما» یک تجربه جهانباز باشکوه و احساسی است که بیشتر بر قدرت لحظات ساکت و زیباییشناسی منحصربهفردش متکی است تا نوآوری در فرمول. این بازی یک داستان شخصی گیرا را در یکی از زیباترین جهانهای ساختهشده بازگو میکند و با سیستم مبارزهای درخشان، حس یک سامورایی را به شما منتقل مینماید. اگرچه در بخشهایی مانند پنهانکاری و تنوع فعالیتهای فرعی کممیآورد، اما تأثیر کلی آن چنان قوی است که به راحتی میتوان بر این کاستیها چشم پوشید. این بازی برای کسانی است که عاشق غرق شدن در یک جهان زیبا، لذت بردن از یک نبرد چالشبرانگیز و تجربه یک داستان انسانی بر بستر تاریخ هستند.
Ghost of Tsushima
یک سفر سینمایی خیرهکننده به قلب تاریخ ژاپن با نبردهایی که هر ضربه آن حس میشود.
نکات مثبت
- سیستم مبارزه با شمشیر عمیق، رضایتبخش و مبتنی بر مهارت
- جهانسازی خیرهکننده و روشهای ارگانیک راهنمایی و کشف
- صحنهپردازی سینمایی و لحظات به یاد ماندنی (مانند دوئلها)
نکات منفی
- سیستم پنهانکاری ابتدایی و هوش مصنوعی ضعیف دشمنان در این بخش
- تکرار در ساختار برخی مأموریتهای فرعی
- محتوای محدود برای مرحله پس از پایان داستان اصلی
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک




