وقتی برای اولین بار هواپیمای دودو ایرلاینز روی جزیرهی خالی فرود آمد و چشمانداز نخلهای سر به فلک کشیده و شنهای طلایی زیر نور خورشید را دیدم، یک حس عجیب از مالکیت و مسئولیت در وجودم ریشه دواند. اینجا دیگر یک روستای از پیش ساخته شده نبود؛ اینجا یک تکه خاک بکر بود که قرار بود با دستان من و با کمک چند همسایه حیوان دوست، به یک بهشت شخصی تبدیل شود. «Animal Crossing: New Horizons» بیش از آنکه یک بازی ویدئویی باشد، یک آزمایش اجتماعی شیرین و یک بوم نقاشی بینهایت است که در آن زمان واقعی، جریان آرام زندگی و لذت کشف روزمره، حکم قلممو را دارند.
بخش عمدهی جادوی این بازی در فلسفهی طراحی آن نهفته است: هیچ عجلهای وجود ندارد. بازی شما را مجبور نمیکند تا فلان ماموریت را در فلان زمان به پایان برسانید. بلکه، مانند یک باغبان صبور، شما را دعوت میکند تا بذر ایدههایتان را بکارید و روز بعد شاهد جوانه زدن آن باشید. این «روز بعد» اما، همان روز بعد در تقویم واقعی است. اگر تصمیم بگیرید پلی برای رودخانه بسازید، فردا صبح که بازی را روشن کنید، پل سر جایش ایستاده است. این همزمانی با زمان واقعی، حس تداوم و زندگی را به جزیره تزریق میکند و هر بار ورود به بازی را به یک سرکشی دلچسب به ملک شخصیتان تبدیل میکند.
سیستم جدید «Nook Miles» هوشمندانهترین مکانیزم برای هدایت بازیکنان تازهکار، بدون حس دستگیری آمرانه است. تقریباً هر کاری که به ذهنتان برسد و انجام دهید — از گرفتن یک پروانه گرفته تا صحبت با یک همسایه — به شما امتیازهایی میدهد که میتوانید برای خرید لوازم جانبی، بلیط سفر به جزایر مرموز یا حتی گستردن فضای کیف شخصیتان خرج کنید. این سیستم مانند یک مربی نامرئی است که مدام در گوش شما زمزمه میکند: «آفرین! حالا این را هم امتحان کن.» و بدون آنکه آزادی عمل شما را سلب کند، مسیرهای تازهای برای کشف پیش پایتان میگذارد.
اما نقطه اوج قدرت و جذابیت بازی، در ابزارهای طراحی جزیره نهفته است. پس از پیشرفت کافی، شما نه تنها میتوانید مبلمان را در فضای باز بچینید، که کنترل کامل جغرافیای جزیره را نیز به دست میگیرید. میتوانید کوهها را جابجا کنید، رودخانهها را حفر نمایید، آبشار خلق کنید و زمینها را با انواع مسیرها تزئین کنید. این آزادی عمل تقریباً بینظیر است و بازی را از یک شبیهساز زندگی آرام، به یک ابزار خلق هنری تمامعیار تبدیل میکند. ساعتها میتوانم غرق در ساخت یک باغ ژاپنی دقیق یا یک بازار شبانه پر زرق و برق شوم. این بخش از بازی، برای کسانی که عاشق طراحی و بیان خلاقیت شخصی هستند، یک موهبت محض است.
از نظر بصری، بازی یک کارت پستال متحرک و زنده است. نورپردازی خیره کننده است؛ سایههای بلند عصرگاهی، درخشش مهتاب روی آب و نور گرم و طلایی ساعت طلوع آفتاب، هر کدام فضایی منحصر به فرد خلق میکنند. بافتها ساده اما بسیار تاثیرگذارند و انیمیشنهای حیوانات و محیط، سرشار از شخصیت و جذبه کودکانهای است که سری را مشهور کرده. موسیقی آرام و ملودیهای زمانمحور، پسزمینهای عالی فراهم میکنند، اما ستون فقرات حسی بازی، طراحی صداست. صدای قدمزدن روی شن، خشخش برگها زیر پا، تلاطم ملایم آب و حتی صدای متمایز ضربهی تبر به تنهی درختان، جزیره را به محیطی باورپذیر و غرقکننده تبدیل میکند.
با این حال، «New Horizons» عاری از اشکال نیست. بزرگترین نقطه ضعف آن برای من، سیستم فرسایش ابزارها بود. اینکه حتی بهترین و نادرترین ابزارها نیز پس از مدتی استفاده میشکنند، نه چالشی جذاب، که عاملی آزاردهنده و قطعکنندهی جریان بازی است. وقتی در حال غرق شدن در زیبایی یک رودخانه برای ماهیگیری هستید، ناگهان شکستن قلاب شما را از آن لحظهی آرامش بیرون میکشد و مجبورتان میکند تا دوباره به میز کاردستی بازگردید. این طراحی، بیشتر شبیه یک ترمز مصنوعی برای طولانی کردن بازی است تا یک مکانیک معنادار.
نکتهی دیگر، سطحی بودن تعامل با حیوانات جزیره است. در حالی که ظاهر و حرکات آنها دوستداشتنی و گاه خندهدار است، گفتگوهای آنها به سرعت تکرار میشود و عمق رابطهای که انتظار دارید را ایجاد نمیکند. آنها بیشتر شبیه همسایههای تزئینی و خوشاخلاقی هستند که گهگاه هدیۀ میدهند، تا شخصیتهایی که داستان یا چالش خاصی به زندگی جزیرهای شما اضافه کنند. همچنین، اگرچه بهروزرسانیهای بعدی محتوای زیادی اضافه کردند، اما بازی در روزهای اولیهی انتشارش کمی احساس خلوت و ناتمام میداد.
در نهایت، «Animal Crossing: New Horizons» بازیای است برای یک قشر خاص. اگر به دنبال هیجان، درگیری، داستان پیچیده یا پایانبندی هستید، اینجا جای شما نیست. اما اگر مشتاق فضایی امن، آرام و بیپایان برای فرار از آشوب روزمره هستید، جایی که خلاقیتتان را بدون محدودیت بروز دهید و لذت سادهی زندگی در جامعهای کوچک و دوستانه را تجربه کنید، این جزیره منتظر شماست. این بازی یک قهوهی داغ در یک صبح بارانی است؛ یک آغوش مجازی که فشار دنیا را برای ساعتی از دوشتان برمیدارد. شاید کامل نباشد، اما قطعاً جادویی است.
Animal Crossing: New Horizons
جزیرهای رویایی برای معماران درون و فرصتی بینظیر برای فرار به دنیایی آرام، اگرچه برخی مکانیکهای طراحی شده میتوانند این آرامش را برهم بزنند.
نکات مثبت
- آزادی عمل بینظیر در طراحی و تغییر چهره کامل جزیره
- جو آرامشبخش و غرقکننده با زمانبندی واقعی
- سیستم Nook Miles که راهنمایی عالی بدون حس دستگیری است
- طراحی صدا و نورپردازی خیرهکننده و پر از جزئیات
نکات منفی
- سیستم فرسایش و شکستن ابزارها آزاردهنده و غیرضروری است
- دیالوگها و تعامل با حیوانات جزیره سطحی و تکراری میشود
- محتوای چندنفره محدود و فاقد عمق کافی برای فعالیتهای مشترک
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک




