بگذارید با یک تصویر شروع کنم: نفسهای آرتیم در ماسک گازش مانند ضربان قلب یک موجود زنده در تاریکی مترو میتپد. این اولین چیزی است که در «مترو اگزودوس» با آن مواجه میشوید؛ یک یادآوری مداوم از شکنندگی حیات در جهانی که مدتهاست نفس آخرش را کشیده. اما این بار، 4A Games شما را از دل تاریکیهای زیرزمینی بیرون میکشد و به سطح میآورد، جایی که آسمان خاکستری و خورشید محو شده، خود بخشی از زندان جدید شما هستند. این بازی یک سفر است، نه فقط از نقطهای به نقطهای دیگر، بلکه یک گذار ژانری از شوتر خطی به یک ماجراجویی باز-جهانی با قلب یک شبیهساز بقا.
سفر با قطار آئورا تجربهای است که کمتر در بازیها دیدهام. این قطار تنها یک وسیله نقلیه نیست؛ خانه متحرک شما، پناهگاه و مرکز ثقل داستان است. حرکت از یک فصل به فصل دیگر، با تغییر مناظر بیرون از پنجره و گذر زمان، حس یک اپیک واقعی را القا میکند. اینجا است که بازی درخشان میدرخشد: با ارائه چندین نقشه باز-جهانی به جای یک جهان عظیم واحد. این تصمیم یک نبوغ طراحی است. هر منطقه، از بیابانهای خشک و آفتابسوخته تابستان تا جنگلهای یخزده و تاریک زمستان، هویت بصری و گیمپلی منحصربهفرد خود را دارد. شما احساس گمشدگی در یک نقشه بیپایان را نمیکنید، بلکه در عوض، هر منطقه به دقت طراحی شده و مملو از جزئیات است. حس کشف در دره ولگا، با آن آنتن غولپیکر و تالابهای مرموز، با تنش موجود در بیابان ماسهای قزاقستان که زیر آفتابی سوزان میسوزد، کاملاً متفاوت است.
گیمپلی بر پایه همان مکانیک بقای سختگیرانه سری مترو بنا شده، اما فضای باز آن را متحول کرده است. شما یک تفنگدار زبده نیستید؛ یک زبالهگرد ترسو هستید که باید هر فشنگ را حساب کند. سیستم کرافتینگ با کولهپشتی، که اجازه ساخت فیلتر ماسک گاز یا مهمات در میانه یک درگیری را میدهد، فوقالعاده است. این سیستم شما را همیشه درگیر نگه میدارد. تمیز کردن اسلحههای کثیف برای جلوگیری از گیرکردن، استفاده از چراغ قوه دستی و دینام آن، و مدیریت منابع محدود، بازی را از یک شوتر ساده به یک تجربه غرقشوندگی کامل تبدیل میکند. مبارزه با موتانها، اکنون در فضای باز، میتواند وحشتناکتر باشد. شنیدن زوزه یک جهنده در دوردست در یک جنگل تاریک، در حالی که شما با آخرین فشنگهایتان دستوپنجه نرم میکنید، لحظاتی خلق میکند که تا مدتها در خاطر میمانند.
اما نقطه قوت مسلم بازی، اتمسفر و قصهگویی محیطی آن است. نورپردازی در این بازی یک شخصیت است. نور خورشید که از میان ابرهای رادیواکتیو میتابد، سایههای دراز و شبحوار میاندازد. روشنایی یک چراغ نفتسوز در یک کلبه متروکه، گرمای دلنشینی در میان سرمای بیرحم جهان ارائه میدهد. جزئیات بافتها، از زنگار روی فلزات تا پارگی چرم لباسها، دنیایی را خلق میکند که باورپذیر است. صداگذاری نیز در همین سطح قرار دارد. هر قدم روی برف صدایی متفاوت با قدم زدن روی چوب پوسیده دارد. وزوز ماسک گاز، صدای خشخش رادیو، و نالههای ترسناک موجودات در تاریکی، همه با دقت بالایی طراحی شدهاند تا شما را در این دنیا غرق کنند.
داستان، داستان امید در ناامیدی است. وسواس آرتیم برای یافتن زندگی بیرون از مترو، محرک اصلی است. رابطه او با آنا، که در طول سفر عمق مییابد، قلب احساسی داستان را تشکیل میدهد. اعضای خدمه آئورا، اگرچه گاهی اوقات شخصیتپردازی سطحیای دارند، اما در طول سفر با مکالمات و تعاملات در خود قطار، به تدریج به آنها وابسته میشوید. بازی به خوبی از عنصر «سکوت» آرتیم استفاده میکند. شما دنیا را از چشمان او میبینید و قضاوت میکنید. انتخابهای اخلاقی پنهان (که اغلب با توجه به رفتار شما با دشمنان یا افراد بیگناه مشخص میشود) بر پایان داستان تأثیر میگذارند و به آن وزن واقعی میبخشند.
با این حال، مترو اگزودوس بیعیب نیست. بزرگترین ضعف آن، گاهی اوقات، در کنترلهایش نهفته است. حرکت میتواند کمی سنگین و غیرمنعطف احساس شود، مخصوصاً وقتی درگیر مبارزه سریعی با چند دشمن هستید. منوی چرخشی انتخاب سلاح در میانه نبرد میتواند کند و ناخوشایند باشد. همچنین، در حالی که طراحی دنیا عالی است، برخی از مدلهای انسانی و انیمیشنهای صورت میتوانند در مقایسه با استانداردهای امروزی کمی قدیمی به نظر برسند. در بخشهای خطی بازی، گاهی حس هدایت شدن اجباری وجود دارد که با آزادی تجربه شده در مناطق باز در تضاد است.
در نهایت، مترو اگزودوس یک دستاورد شگفتانگیز است. این بازی جسارت دارد که فرمول موفق خود را تغییر دهد و در این تغییر، تقریباً درخشان عمل میکند. این بازی یک شوتر بقا نیست که در یک جهان باز اتفاق بیفتد؛ بلکه یک سفر فراموشنشدنی است که در آن هر فشنگ ارزش دارد، هر نفس کشیدن یک نعمت است، و هر پرتوی نور در تاریکی، دلیلی برای ادامه دادن. این بازی برای کسانی است که عاشق غرق شدن در دنیاها هستند، کسانی که از چالش استقبال میکنند و برای کسانی که معتقدند حتی در ویرانهها نیز داستانهایی برای گفتن وجود دارد. اگر میخواهید بدانید ترس واقعی در یک جهان پسا-آخرالزمانی چگونه است، سوار قطار آئورا شوید. فقط مراقب ماسک گازتان باشید.
Metro Exodus
یک سفر فراموشنشدنی و نفسگیر در قلب تاریکی که نور امید را فراموش نکرده است.
نکات مثبت
- اتمسفر بینظیر و غرقکننده با نورپردازی و طراحی صدا استثنایی
- ساختار مبتکرانه جهانهای باز چندگانه که از خستگی جلوگیری میکند
- سیستم بقا و کرافتینگ عمیق و رضایتبخش
- داستان احساسی و تاثیرگذار با پایانبندی مبتنی بر انتخابهای پنهان
نکات منفی
- کنترلها و حرکت گاهی اوقات سنگین و غیرمنعطف احساس میشود
- منوی انتخاب سلاح در میانه نبرد میتواند کند و مشکلساز باشد
- شخصیتپردازی برخی از همراهان میتوانست عمق بیشتری داشته باشد
-
گیمپلی
-
داستان
-
صداگذاری
-
گرافیک





